12+9انگیزه غلط برای ازدواج

بـرخی اوقات افراد گوناگون به دلایل عجیب و غریبی ازدواج
میکنند. گاهی نـیز دلایل خوب و موجهی برای انتخاب فرد
بخصوصی در سر دارند. آیا شما تحت فشار هسـتـیـد کـه
هرچه زودتر ازدواج کنید؟ آیا در این مرحله از رابطه تان باید
ازدواج کنید؟ بهتر است که خوتان را ارزان نفروشید. به این
دلایل بد برای ازدواج نگاهی بیاندازید:

1- ازدواج کردن فقط برای پول
فــرض میکنیم فردی که شما شیفته و عاشقش شده اید
شـخـص ثـروتـمـندی بـاشـد کـه خـوش بـه سعادتان. البته
عـاقـلانـه هم نیست که با فردی که کاملا بی پول اسـت و
هـیچ قــصدی هم ندارد که در آیـنـده در تامین هزینه های زندگی سهمی داشته باشد، ازدواج کرد. مـگر آن کـه حـاضـر باشید 18 ساعت از روز را با کمال رضایت کار کنید تا قادر باشـید مخارج سنگین زندگی را تـامین کنید. اما ازدواج کردن با فردی تنها به خاطر پول، صـرفـنـظـر از احـسـاس شـمـا نسبت به آن فرد، تقریبا همواره اشتباه میباشد.

2- ازدواج اجباری
50 سـال پـیـش شـمـا چـاره ای جـز ازدواج در ایـن شـرایط نـداشـتـید ( با فردی که رابطه جنسی داشته اید و منجر به بارداری شما گردیده) اما امروزه خیر. مگر آنکه حـقــیقتا به فرد مورد نظر علاقمند باشید و حاظر باشید تا 40 سال با وی زیر یک سقف زندگی کنید. تحت فشار تصمیمی نگیرید که یک عمر پشیمانی و اندوه برایتان به بار بیاورد. اگــر مردد و دو دل می بـاشید صبر کنید تا کودک بدنیا بیاید سپس یک تصمیم عاقلانه و هوشیارانه اتخاذ کنید.

3- ازدواچ به خاطر ترک و فرار از خانه والدین
وقـتـی وضـعیت در خانه شوم و اندوه بار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب می شـود. و تعجبی ندارد که بسیاری از افراد این راه گریز را انتخاب میکـنـند. اما معمولا این مسیری است که شما را از چاله در آورده و درون چاه مـی انـدازد. دوام آوردن در خـانه پـدر و مادر یکی دو سال طولانیتر، کمتر رنج آورتر میباشد تا آنکه با نخستین پیشنـهاد ازدواجی که از سوی فردی به شما داده شد ،آن را پذیرفته و تن به ازدواج دهید زیرا آن وقـت مـمـکـن است آن فرد تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.

4- والدین شما به آن فرد علاقه دارند
البـتـه جـای تـعــجب دارد که والـدین شـمــا واقعا همسر آینده شما را دوست بدارند! اما دوست داشتن ایـن فـرد از سـوی آنها دلـیل کافی برای مد نظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نمی بـاشد. سالهای آینده زمانی که آنها درگذشتـند و از میان شما رفتند شما کماکان باید اسیر فرد رویاهای آنان باشید. فردی که شاید مرد و یا زن رویاهای شما نباشد.

5- عادت به رابطه دراز مدت
هنگامی کـه دو فرد بـرای مـدتـی بــا یـکـدیگر ارتباط داشته و سـپـس تـصـمـیـم ازدواج با یکدیگر را می گیرند، اشکالی نـدارد. امـا چـه وقـت اجـبـار بـدلیل عـادت مـحـض خـطرناک میشـود؟ زمــانیکه دو فرد با یکدیگر ازدواج کرده اند و یـا از یکدیگر طلاق گرفته اند تصمیم بگیرند که شانس خودشان را مجددا امتحان کنند. مـطمـئـن بـاشـیـد هـرگاه بار نخست کارساز نبوده باشد بار دوم نیز کارساز نخواهد بود.


6- خواهان فرزند بودن
بله. صاحب فرزند شدن قویترین نیروی محرک برای بسیاری از افراد برای ازدواج میباشد-اما آیا شما حاضرید که فرزندان خود را در شرایط نه چندان ایده آل پرورش دهید؟ موضوع اینجاست که زمانی که فرزندان بزرگ میشوند و از کنار شما می روند شـما مجددا با آن فرد خواهید بود. هیچ فردی کامل نیست. امـا حـداقل پـدر و یـا مـادری بـرای فرزندان خود برگزینید که بتواند برای آنان یک پدر و یا مادر خوبی بوده و همـچـنـین شـما به وی علاقه داشته و برایش احترام قائل باشید. درغـیر این صـورت گـزیـنه دیـگری را مدنظر قرار دهید مانند تک سرپرستی و یا کودکی را به فرزند خواندگی بپذیرید.

7- با فردی که رابطه جنسی داشته اید ازدواج کنید
مواردی وجود دارد که اینگونه ازدواجها ثمر بخش بوده اند. امـا معمولا این گـونـه ازدواجها زیـاد دوام نخـواهـد آورد و پـــایه ای برای یک رابطه دراز مدت نخواهد بود. مـوضـوع رابـطـه جنسی با ازدواج متفاوت می بـاشد. ایـن سناریو را در نظر بگیرید: فردی که شخصی را می یابد که حاظر است به همسر و یا نامزد خـود خیانت کند و خـود آن شخص نیز تردید نمیکند که با فرد دیگری رابطه جنسی برقرار کند، مسـلـما رابطه آنها رابطه مستحکمی نـخـواهد داشت. زیـرا فـردی کـه تـوسـط شـما بـه فـرد دیگری خیانت کرده، روزی نـیـز به خود شما خیانت خواهد کرد.

8- برای فرزند خود پدر و یا مادر میخواهید
اگر توانستید فرد مناسبی را بیابید که به شما تبریک میـگوییم. اما اگر تردید دارید دست نـگـاه داریـد. این برای فرزند شما به مراتب سختتر و ناگوارتر است کـه یـک نـامـادری و یـا ناپدری بی رحم داشته باشد تا آنکه یک پدر و یا مادر تک اما دلسوز و مهربان.

9- فشار اجتماعی
تمام دوستان شما ازدواج کرده اند. اما شما هنوزمجرد هستید...امـا مطمئن باشید که یکی دوتای آنها هم اکنون طلاق گرفته اند. پس خودتان باشید. هنگــامی که خاله شما در مورد آنکه آیا تصمیم به ازدواج داری یا خیر از شما سوال می کند به وی اعتنا نکنیــد. بهتر است تنها باشید تا آنکه با شخصی ازدواج کنید که سبب بـد بـخـتـی شـمـا گــردد. هیچگاه تنها بخاطر آنکه متاهل هستید معیارهای خود را پایین نیاورید.

متاسفانه %80 ازدواجها از انگیزه های غلط و خودخواهانه
نشات میگیرند توجه کنید:
1- فشار اطرافیان:تـاثیراتی است کهدوستان،خانواده،
جـامـعـه و حتی عقاید شما بر شما تحـــمیـــل مـیکنند.
پیامیکه مضمون آن اینچنین است: "تو باید در یک رابـطه
بـا جــنسمخــــالف خود باشی و یا حتما ازدواج کنی، اگر
رابــطه نداشته باشی و یاازدواج نکرده باشی حتما عیبی
در تـو وجــود دارد." در جــامعه فـــشارزیادی به افراد مجرد
تـحمـــیل میگردد اما دیگر زمان آن فرا رسیده است کهآنها
را بـه حـــــال خود رها کنیم و بیاموزیم که تجرد آنها رادرک
کــرده و ارج نـهـــیم. هر فردی مختار است مجرد بماند و یا
ازدواجکند.
2- رهایی ازتنهایی و افسردگی: بسیاری از افراد تنها به این خاطر که تنها هستند( و یا از تنهاماندن هراس دارند) و یا مایوس میباشند تن به ازدواج میدهند. آنها تصور میکنندکه ازدواج مشکل آنها را مرتفع میکند. اما در این شرایط معمولا فرد قادر به یکگزینش صحیح نمیباشد و احتمال آنکه فرد با شخص نامناسبی ازدواج کند زیاد است. یک انسان ناامید و تنها پس از ازدواج نیز تنها خواهد ماند. برخی افراد تا آنحد از لحاظ عاطفی تهی میباشند که امیدی به یک ازدواج موفق با هیچ فردی رااحتمال نمیدهند. در نهایت نیز اینگونه افراد گرفتار روابط محنت زا و غمانگیزی میشوند.
3- عطش جنسی: برخی افرادآنقدر غرق در غرایض جنسی خود میبانشد که جز روابط جنسی به چیزی دیگری نمیاندیشند. آنها رابطه جنسی را به یک رابطه صمیمانه و دراز مدت ترجیح میدهند. این گونه افراد تنها بدنبال یک همخوابه میباشند تا یک همسر خوب. اینگونهازدواجها نیز پس از مدتی به سردی گراییده و از هم میپاشد. این انگیزه معمولادر مردان مشاهده میشود و تعداد آنها هم کم نیست.
4- گریختن از واقعیات زندگی خود: بسیاری از افرادازدواج میکنند نه به این خاطر که شخص مناسبی را برای ازدواج یافته اند، بلکهبه جهت آنکه عذری برای دوری گزیدن از مشکلات و واقعیات زندگی خود تراشیدهباشند. زندگی اینگونه افراد عاری از شور و اشتیاق و هدف مشخص میباشد. اما جایآنکه راه حل را درون خودشان بیابند ازدواج کرده و تصور میکنند با ورود فرددیگری در زندگیشان، زندگی آنها نیز از سکون و کسالت آوری بیرون خواهدآمد.
5- گریختن ازرشد و بالندگی:اینگونه افراد تنها به این منظور ازدواج میکنند که فرد دیگری مسئولیت مراقبتاز انها را به عهده گیرد. اینگونه افراد معمولا از لحاظ عاطفی به شریک خودوابسته میشوند. اینگوه ازدواجها در موارد زیر نمود بیشتری

/ 0 نظر / 9 بازدید