+ بی عنوان

گویی برای اولین بار از عمق وجودم برای واقعییتی تلخ گزیستم.

گویا زبانم نبود دلم بود.

اشک چشمانم روانتر از زلالیه قلبم پرده های حجاب را میدریدندو پیش میرفتند.

چنان از خود بی خود شده بودم که گویی نوزادی گرسنه شیر مادرم.

آری ساعاتی پیش پرده ضخیم دلم را برای اولین و اخرین بار برای (آشنایی)گشودم.

چونان بره ای فریاد زنان. نگران اشنای خویش.

میگویند که من ابلهم یک متحجر به تمام معنا که درب قلب خویش را برای هیچ نا آشنایی نمیگشاید.

نمیدانم شاید همینطور باشد که میگویند.

اما چگونه میتوانم کمر همت به انجام چنین خیانتی بس عظیم ببندم؟

از جوانی تا کنون پاک زیسته ام.

هیچگاه دریچه سخت دلم را وامدار علفت های پوچ و گذرا ننموده ام.

شاید به نظر تان مضحک جلوه کند.

اما همینطور است.

فشارها سختی ها وسخن نراندن ها را بر جان خود میخریدم.

شاید میگویید چرا؟

میگویم:دلم است و صاحبش میباشم به هر که نخاهم درش نمیگشایم.

اما اما اما  مانده ام چه کنم.

دل در عنان خوب صورتان بد سیرتان بسپارم؟

دل در کام خود فرو ببندم؟

یا دل در گرو (آشنای خود بدارم؟

بزار راهت بگم:باید چی کار کنم؟

منم بشم مثل همه این آدمایی که اصلا هیچ چی رو رعایت نمیکنن؟(پست بشم؟)

این جوری شدن که کاری نداره.

آدم یه روزه میتونه صدر جدول همشون بشه.

(آشنای من) تو بگو.

منم باید اینجوری بشم؟ من هم باید برم دنبال عشقو حال؟ 

آره؟

تو بگو؟

نویسنده : stormboy ; ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٤
comment نظرات () لینک


+ شعر(امیر دلها)

یاد دارم یک غروبی سرد سرد             می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد

دوره گردم دار قالی می خرم               دست دوم جنس عالی می خرم

کوزه و ظرف سفالی می خرم              گر نداری شیشه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست           ناگهان آهی زد و بغضش شکست

اول سال است و نان در سفره نیست      ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

سوختم دیدم که بابا پیر بود                بد تر از او خواهرم دلگیر بود

بوی نان تازه هوش از ما ربود            اتفاقا مادرم هم روزه بود

صورتش دیدم که لک بر داشته            دست خوش رنگش ترک برداشته

باز هم بانگ درشت پیر مرد               پرده ی اندیشه ام را پاره کرد

دوره گردم دار قالی می خرم               دست دوم جنس عالی می خرم

کوزه و ظرف سفالی می خرم              گر نداری شیشه خالی می خرم

خواهرم بی روسری بیرون پرید           آی آقا سفره خالی می خرید؟؟؟!!!

یا امیر دلها

نویسنده : stormboy ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱۱
تگ ها: شعر و اشعار
comment نظرات () لینک


+ یه بنده خدا

اشناهه چه کیفی میکرد وقتی شنید اس ام اس ها میخواد وصل شه.

حتما صبح که از خواب که پا شده ٣ بار از کی فش  به خودش سیلی زده.

مطمعنا الان دارم دیوونه میشه.

نه

 

نویسنده : stormboy ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱۱
comment نظرات () لینک


+ جوک

یه اس ام اس با حال

 یه روز یه بسیجیه میفته تو اب بعد از چند روز صحیح و سالم میاد بیرون بهش میگن این همه نفس از کجا اوردی عکس رهبر را از تو جیبش در میاره میگه نفس من بیده !!

نویسنده : stormboy ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱۱
تگ ها: اس ام اس ها
comment نظرات () لینک


+ شعر خودم

دیده بی سو کجا دیدن رویش کجا

من به نگاهش گدا آن شه چشمش کجا

از غم هجرش قدم همچو کمان ابرویش

این خَم از غم کجا ابرو کمانش کجا

بخت سیاهم زند طعنه به زلفش همی

ظلمت بختم کجا زلف سیاهش کجا

در ره جانانه ام خار مغیلان کشم

خار مغیلان کجا جرح فراقش کجا

خلق همی خواهدم خنده به لب آورد

خاطر محزون من خنده و شوقش کجا

با تن رنجور من جهد طبیبان ببین

مرحم آنان کجا دست شفایش کجا

جام می ام میکند مست همی یک دمی

مست ز جامم کجا نرگس مستش کجا

زان لب جان بخش او خضر کجا آگه است

چشمه حیوان کجا آن لب لعلش کجا

دیده جهان بر خودش بنده هزاران هزار

عبد اجانب کجا بنده رویش کجا

این همه وصفش که رفت مشت ز خروار بود

تا که به کنهش رسم تاب تمامش کجا

گر به تو یاسر بداد اذن که وصفش کنی

شکر خداوند گو ور نه مقامش کجا

نویسنده:ح ک

نویسنده : stormboy ; ساعت ۳:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱۱
تگ ها: قلم مدیر و شعر و عشق و اشعار
comment نظرات () لینک


+ همینجوری

خدمت همه یه بچه باها لا عرض شود که.......

چی میگفتم؟

اها.

تا حالا شده یه نفرررررررررررررررررررررر تو روزه روشن به تون بگه الان شبه؟

نه تو بگو.

اخ اخ اخ اخ اره.

یه آشنا.

اقا   جونوم واستون بگه هی به ما.

آره به ما

 مگه ما چمونه     ها.

بگذریم.

هی به ما میگفت تو داری درباره یه من اشتباه میکنی.

اخه میدونید چیه؟

اون تو خیاله سر خوشه خودش خیال میکنه داره همه رو گول میزنه .

اینقد جو گیر میشدا خودش خودشم گول میزد.

نه که همش با  تلو  وبو  میییییل سرو کار داشت حسسش از کار اوفتاده بود.

اشنایه خوبیه.

هی بهش میگفتم آخه مخ لس

با ما هم بله؟

اما انگار نه انگار.

البت میدونید چیه؟

نه چیه.

الانم فک میکنه من از هیچ چی خبر نداشتمو نررررررررررررررم.

جونه داداش بد فک میکنه ها.شوما باورنکنید.

اینم بگیما .

خیییییییییییلی رفیق بازه.ا

اما همش تو رفاقت سواری میده.

البت ده برابرش ما رو سوار شودا.

همین هفته یه پیش دیکس صفه مونو تعویظ کردیم.

اما این کمر که دیگه کمر نشد واس ما.

بی خیال با.

دلبرمه ها.

خییییییییییلی میخامش.

هو .

هو.

یارو .

من؟

اره تو  به چی دازی نگا میکنی؟

چشتو درویش کن  بی نام.......).

از رانندگیش براتون بگم.

اقا اولش گفت ما شوماخریم.

البت آخر شوما (خر)بود.

هه

یارو اشناهه ها فرقه کلاجو ترموزم نمیدونستا.

یکو با سه اشتباه میگرفت.

بعدم هی هی هی دلیل میاوورد که الان اینطوریمو الان اونطوریم.

اقایی که شوما باشید

بغض خندمون ترکید

اونوقتم همه چیو انداخت تقصیره ماشینه بد بختو قاطی کرد.

اقا

اقا

قاطی که می کردآ

اوه اوه اوه

با سه تا کولونی زنبور گاویم نمیشد بخوریش

یارو اها ببخشین اشناهه فکر میکرد عقل کلله

اما به عقل جزء بیشتر شبیه بود.

آخ

آخ

آخ

واسسا

یه چیز مونده

اووول نظراتشو میداد

بیدا دوگولش آن میشد

خووووووب اینم یه نوعه  منحصر به کلله دیگه.

این اشنا هه؟

((((وقتی از ته قلبش بی ریا میخندیدا*چشمایه پر از اشکش مثل ماه شب چهارده برق میزد)))).

این آخریه رو جدی گفتم.

نویسنده : stormboy ; ساعت ۳:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱۱
comment نظرات () لینک


+ همینجوری

هه هه اخه یکی نیست به این اشنایه ما بگه به شلوار که کش نمی بندن.

کش مال ش......ته.

نویسنده : stormboy ; ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٠
comment نظرات () لینک


+ همین جوری

یکی ازآشنا هام داره به اصطلاح قدیمیا طاقچه بالا میذاره.

میخاد ادای آدم حسابیا رو در بیاره.

یکی بهش نیست بگه تو رو چه به این حرفا؟

کلاس ملاس چه صیغه ایه.

تازگیا منتظر میمونه من اوول بهش بزنگم.

فکر میکنه اینا واسش کلاس میاره.

یکی نیست به این اشناهه بگه اخه یارو تو رو واسه این کارا نساختن که.

مثلا میخواد بگه الان راه درستو دارم میرم اما نمیدونه که باز داره اشتباه میره.

البت بگم اینقده میشناسمش که اگه بخاد پلک بزنه فکرشو میخونم.

بدبختیه ها:آدم تا دهنشو واسش باز نکنه  فک میکنه خرت کرده .

بگما اهل عشق عاشقیه بگی(ب)میبردت برازجانو میاردت.

البت سالم میبره او اصغات میاردت.

آخ که جون میده باهاش تصادف کنی.

وسط خیابون از ترسش جات میزاره او فلنگ میبنده.

اخ که هنووز تمام بدنم از اون تصادف کوفتس

هه چه خالی ای بستما چشام ترک خورد.جریان واسه یه سال پیش بود.

این آشناهه نمیدونه چقدر دوست داشتنیه.

البت فقط واسه من.

واسه بقیه ملکه عذاب.

خاطر خاشم نه واسه عشقش.واسه عذاب آدم سازش.

اگه یه کم فکر کنه میفهمه.

بابا یکی نیست بهش بگه اشنای حسابی من همونطوری می خامت.

البت الان خییییییییییییییلی قاطیه.

نمیشه باهاش ٢ کلوم اخطلاط آخ معععععضرت اختلاطو اخطلاط نوشتم کرد.

یه چیزززززززززززززززززززززززززززز بگم ناراحت میشه  ولی میگم.

شیرینیه شیرنی به شککککرش نمکه نمکدون.

 اها یه چیز یادم رفت بگم.

این اشناهه فک میکنه هر چی ناز کنه اووووووووووو بی محللی کنه عزیزتر میشه.

جوووووووونه شما ببخشیندش.

یه استاد داره که هنوز خودش ٨تش گرو ٩ عقلشه.

البت یه استاد بی سوادی داره که استاده اسم خودشم به زور میتونه بنویسه.

 حالا ببین این آشناهه چقدر گیر استاد مونده بوده که شاگرد این ٢در ١شده.

کوچولو درساتو خوب یاد بگیریا   خووووووووب؟

خوب طبیعیه ادم تشنه همه جا رو سراب میبینه.

البت بگما خودشو عشقه

خدا نکنه تیغ معرفتش پارت کنه  آخ آخ آخ تا سه روز پوش سر هم  ترومپیت آخ معضرت ترومپیوت میزنین.

زبونش  زبونش  نگوووووووووووووو .

با زبونش میتونه ببردت کره مریخو   از اونجا پرتت کنه تا زمین (اربده کشان )(زیغ زیغ کنان)(ناله زنان)بیایی پایینو تازه مجبورت میکنه ازش تشککر هم بکنی.

چاکر هر چی اشنا.

نویسنده : stormboy ; ساعت ۳:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٠
comment نظرات () لینک


+ دست نوشته ها(1)

خدایا چه باک از غیر تا تو را دارم.

خدایا دردمند گرفتارم.

گرفتار تنگی نفس زندان تنم.

پروردگار من ذره ای کوچک از دریای لطف کرامتت هستم

خدایا خدایا بنده ای ضعیفم مستمندی قوی.

مرا با ظالمان مسوزان که آتش جهیمت بسی سردتر از لقب ظالمان است.

 معبود من در زندان تن گرفتارم.

چگونه و با چه صدایی فریادت کنم حال اینکه برای خود نام تو را فریاد میزنم.

چه بگویم که زمان کوتاهی میهمان این زمین بلا خیزم.

حدایا خدایا در گیر دار روزگار رهایم مکن.

که لحظه ای غفلطت ز من اغازنابودیست.

پروردگار من مرا درزمره خوبان پاک رویان  پاک سیرتانت قرار ده که لحظه ای به جز اندیشیدن به وصالت نزیسته ام .

رءوفا: دردمند گریانم همانند کودکی نالان که نمیداند بهر که میگرید.

کریما هر چه می اندیشم  فقط تو را تصویر میکنم و به هر جا که مینگرم یاد تو را می بینم.

رحیما کر تو رحم کنی چه باک .

عظیما(کوچکم) (ذره ام )(هیچم)از تو عنایتی به نام سوقات بر قلبم نشانده ام که همانا نام بنده بودن است.

کرامت تو به من مهلت سوال نداد.

تو خود صدا زدی بی صدا پذیرفتی.

جهیم از گنه من به تنگ امده بود.

تو در حریم امن وجودت مرا پذیرفتی.

و در اخر خواستم بگویم معبود من:هرقطره اشکی که امشب بر گونه هایم نشاندی را در صندوق امانات قلبم همانند الماس به یادگار خواهم داشت.

نویسنده:ح ک

١/٣/١٣٨۴

نویسنده : stormboy ; ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٠
comment نظرات () لینک


+ به تاخیر انداختن ازدواج

تأخیر سنی ازدواج در میان جوانان

 

از موضوعات مهمی که می توان در حوزه جامعه شناسی خانواده آن را به عنوان مسئله ای اجتماعی تلقی نمود پدیده تأخیر سنی ازدواج در بین جوانان است. این موضوع صرف نظر از این که یک معضل اجتماعی است می تواند به عنوان آسیب اجتماعی طرح گردد.

واقعیت این است که خانواده در مفهوم کلی خود پدیده ای تاریخی و جهانی است و در همه جا وجود دارد چرا که به نیازهای افراد پاسخ می دهد و کمتر جامعه ای را می توان سراغ داشت که دارای نهاد خانواده نبوده باشد، گرچه باید اذعان نمود این نهاد در مسیر شکل گیری خود تحولات متفاوتی را پشت سر گذاشته است. بنابراین می توان بیان نمود که خانواده به عنوان نهادی اجتماعی دارای مجموعه ای از الگوهای رفتاری است که به منظور برآورده ساختن نیازهای انسانی به وجود می آید. این نهاد به منظور برطرف نمودن بعضی از نیازهای انسانی دارای یک سری کارکردها است که از جمله آنها موضوع ازدواج و فراهم نمودن زمینه های وابسته بدان در بین اعضای خانواده است.

تحول در ساخت خانواده های «گسترده» به «هسته ای» نکته ای است که تأثیر آن در زمینه الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج قابل مشاهده است. به گونه ای که از الزام و اجبار هنجاری که از سطح جامعه در قالب نیروهای بیرونی و چهره به چهره موجب می گردید که فرد تحت فشار هنجاری در سنین مقرر یا حتی زودتر تن به ازدواج دهد کاسته و تبدیل به اختیار و گزینش فردی شده است. به عبارتی بازخواست های بزرگانه تبدیل به درخواست های جداگانه در زمینه ازدواج گردیده است.

در واقع میل به ازدواج از اصلی ترین و مهمترین نیازهای نوع انسانی در جامعه بشری است و چه بسا دختران و پسران که امید و آرزوی خود را در زندگی فردا می جستند حالا آن را پیش روی دارند و درصدد بهره برداری صحیح و دلپسند از زندگی می باشند. با این تفاوت که خانواده های امروزی در مسیر تحولاتشان با دو تحول عمده ساختاری و کارکردی در این زمینه درگیر شده اند. تحول ساختاری بر این مبنا که حوزه ساختاربندی قدرت در خانواده را تعیین می کند و حوزه کارکردی به وظایفی که خانواده در طول حیات خود بر عهده داشته است اشاره می کند. در راستای این تحولات است که جامعه شناسان مسیر تحولات خانواده را از خانواده های «گسترده» به «هسته ای» شناسایی کرده اند. به گونه ای که خانواده ی گسترده متشکل از اشخاصی است که به علت بستگی های نسبی و خونی با یکدیگر مرتبط هستند و فرزندان همراه خانواده هایشان با پرداختن به حرفه و کار پدر در کنار هم به طور دسته جمعی زندگی می کنند؛ در حالی که خانواده هسته ای ( که فقط از شوهر، زن و فرزندان تشکیل شده ) دیگر توان نگهداری از فرزندان ازدواج کرده را ندارد و از طرفی فرزندان نیز تمایلی به سکونت در خانواده های پدری ندارند و زندگی مستقل و دور از خانواده را ترجیح می دهند. با این نگاه به خانواده و آسیب شناسی تحولات آن می توان مسئله تأخیر سنی ازدواج را در میان جوانان به شیوه نوینی تبیین نمود. چرا که آنچه در جامعه امروزی ما مشهود است صحبت از تحول خانواده به سوی خانواده های هسته ای و در برخی مناطق در مرحله ی گذار از این وضعیت می باشد. با این توضیح مسئله تأخیر سنی ازدواج و سایر مسائل از قبیل افزایش طلاق و ... را می توان در نوع ساختار و کارکرد نهاد خانواده آن هم در بعد هسته ای تشریح نمود. چرا که نگاهی به گذشته خانواده های گسترده در ایران بیانگر آن است که زودرسی سن ازدواج و منع اجتماعی طلاق و تکیه بر ازدواج های درون همسری از مسائل خانواده در آن زمان بوده است ولی امروزه در خانواده های هسته ای با تأخیر سنی ازدواج، تکرار و افزایش طلاق و تکیه بر ازدواج های برون همسری مواجه هستیم. در واقع حرکت از این مرحله ما را به سوی تطور در همسر گزینی در خانواده ها رهنمون می سازد و بر این اساس می توان محورهای عمده ای را که اقدام به ازدواج را در جامعه ممکن و مسئله ساز می نماید تشریح نمود.

این محورها عبارت اند از:

1 - الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج

تحول در ساخت خانواده های «گسترده» به «هسته ای» نکته ای است که تأثیر آن در زمینه الزام یا اختیار اجتماعی در ازدواج قابل مشاهده است. به گونه ای که از الزام و اجبار هنجاری که از سطح جامعه در قالب نیروهای بیرونی و چهره به چهره موجب می گردید که فرد تحت فشار هنجاری در سنین مقرر یا حتی زودتر تن به ازدواج دهد کاسته و تبدیل به اختیار و گزینش فردی شده است.

مفهوم واقعی ازدواج ،پذیرش یک پایگاه جدید است. پایگاهی با مجموعه جدیدی از امتیازات و الزامات و نیز پذیرفته شدن از سوی افراد جامعه. این پذیرش از طریق نوعی تأیید اجتماعی به نام شعائر و مراسم ازدواج انجام می گیرد. مراسم ازدواج و سنت های مرتبط با آن در حقیقت ابزاری اند که این نقش را علنی می سازند و درباره آن تبلیغ می کنند. هم از این حیث که دو فرد در حال سرگیری ازدواج با یکدیگر هستند تا آنها را به جامعه معرفی کند و از حیث دیگر عده ای را به تدریج جامعه پذیر نماید تا آماده پذیرش این نقش در جامعه شوند.

به عبارتی بازخواست های بزرگانه تبدیل به درخواست های جداگانه در زمینه ازدواج گردیده است. این وضعیت موجب می گردد که براساس آن زوجین در آنچه به عنوان بزرگترین اقدام در تعیین سرنوشت شان تلقی می شود حق تصمیم گیری و انتخاب به خودشان واگذار می شود و(نقش والدین را) تا حد تأیید نهایی تقلیل می دهند. در حالی که در گذشته عمدتاً خانواده ها مبادرت بدین کار می کردند. در واقع در حال حاضر روی آوردن جوانان به ازدواج با فشار اجتماعی کمتر از سوی خانواده ها و نیز اختیار بیشتر خود آنها همراه است
.

این کاسته شدن در الزام موجب به تأخیر افتادن سن ازدواج می شود. از طرفی دور ماندن جوانان از خانواده ، زندگی در شهر و یا کشورهای خارجی و تحصیلات، به این تأخیر دامن می زند و بر تعداد افراد مجرد در جامعه افزوده می گردد.

2 - تأیید یا عدم تأیید اجتماعی در ازدواج

نکته دیگر این که مفهوم واقعی ازدواج ،پذیرش یک پایگاه جدید است. پایگاهی با مجموعه جدیدی از امتیازات و الزامات و نیز پذیرفته شدن از سوی افراد جامعه. این پذیرش از طریق نوعی تأیید اجتماعی به نام شعائر و مراسم ازدواج انجام می گیرد. مراسم ازدواج و سنت های مرتبط با آن در حقیقت ابزاری اند که این نقش را علنی می سازند و درباره آن تبلیغ می کنند. هم از این حیث که دو فرد در حال سرگیری ازدواج با یکدیگر هستند تا آنها را به جامعه معرفی کند و از حیث دیگر عده ای را به تدریج جامعه پذیر نماید تا آماده پذیرش این نقش در جامعه شوند. بنابراین در واقع شاید در وهله اول، ازدواج را بتوان موضوعی فردی دانست ولی واقعیت ازدواج در عین این که بین دو فرد صورت می گیرد می بایست مورد تصویب و تأیید جامعه قرار گیرد. در این باره «کلود لوی اشتروس» معتقد است که «ازدواج برخورد دراماتیک طبیعت با فرهنگ است» به عبارتی جامعه می کوشد تا نیاز زیستی انسان را مهار کند و بدان برچسب فرهنگ بزند و از طریق مراسم مختلف آن را تنظیم نماید. در این راستا تأیید اجتماعی جامعه به همراه مراسم ازدواج هنجارهایی را برای فرد در نظر می گیرد تا از این طریق زمینه پذیرش زندگی آنها را فراهم کند.

نکته مهم آن است که جوانان در رعایت هنجارهای مرتبط با مراسم و جشن های ازدواج با تفریط و ابهام روبه رو شده اند و یا برای گریز از آن به هنجارگرایی فردی دست می زنند. تغییر در معیارها و ارزش های خانواده موجب گردیده است افراد در طیف وسیعی از مراسم و جشن های ازدواج روستایی، شهری و مدرن گرفتار آیند که خود انتظارات متفاوتی را از سوی طرفین طلب می کند. بنابراین وجود جشن های اجتماعی زیاد، متفاوت و در برخی موارد متناقض و رعایت آنها از سوی جوانان، ازدواج را با تأخیر روبه رو می سازد که در قالب ایرادات و اشکالات خانواده ها خود را نشان می دهد که رعایت هر یک از آنها زوجین را متحمل هزینه های فراوانی می نماید.

3 - حمایت یا عدم حمایت اجتماعی در ازدواج

در زمینه انجام ازدواج اگر پشتیبانی و حمایت خانواده از لحاظ فکری و اقتصادی صورت نگیرد بر تعداد افراد مجرد در جامعه افزوده می شود. به عبارتی هر چه هزینه های حمایت اجتماعی خانواده در قالب کمک هایی چون : فراهم آوردن زمینه های ازدواج، همسریابی، رفتن به مراسم خواستگاری و پا پیش نهادن و ... از سوی والدین و دیگر اعضای خانواده، بیشتر باشد فرآیند همسر گزینی زودتر و راحت تر صورت می گیرد؛ در حالی که به نظر می رسد در برخی موارد هر چه اقدام به ازدواج به صورت فردی و برخلاف نظر خانواده ها صورت گیرد، شخص می بایست هزینه اقتصادی بیشتری را از قبیل دادن مهریه بالا، گرفتن مراسم و جشن های فراوان در جهت جبران حمایت های خانوادگی قبول کند. در بعضی از موارد می توان گفت واگذاری بعضی از چنین حمایت هایی به سایر مؤسسات آموزشی و اقتصادی ،عقب نشینی خانواده را در انجام این وظایف میسر نموده است. مانند جشن های ازدواج دانشجویی که به شیوه های حمایت های تشویقی، ترغیبی، مالی و حتی مشاوره ی همسریابی توسط برخی مؤسسات آموزشی و دانشگاهی به خاطر فقدان یا غیبت چنین کارکردی از خانواده است که پذیرای چنین غرامتی شده اند. پس در این باره می توان نتیجه گرفت هر چه خانواده فرزندان خود را از حمایت های اجتماعی محروم سازد می بایست منتظر به عقب افتادن ازدواج آنها باشد و فرزندشان از لحاظ اقتصادی با مشکل روبه رو شود.

در پایان می توان نتیجه گرفت تغییرات در ساختار و کارکرد خانواده ها در جامعه ما موجب گردید که در طول مرحله گذار یک سری از کارکردهای خود را از دست بدهد و به نهادهای دیگر بسپارد. در اینجاست که نباید دیگر انتظار داستان هایی را داشت که عقد دختر و پسرعموها را در آسمان می بندند، دیگر «خون بس» کارآمد نیست، مراسم خواستگاری مبتنی بر طایفه و اقوام نمی باشد؛ بلکه عواملی چون تحصیلات، استقلال مالی و فکری و باز شدن فضاهای اجتماعی و خانوادگی موجب شده است که اکثر ازدواج ها با تأخیر فراوان و به صورت مستقل باشد، دختران در زمان ازدواج بیشتر از پسران تحصیلات داشته باشند، پسرانی با پایگاه اقتصادی - اجتماعی پایین با دخترانی در طبقه اجتماعی بالا ازدواج کنند و ... اینها همه مؤید به هم ریختگی در نوعی از معیارهای همسر گزینی در جامعه است که نه راه بازگشت به معیارهای سنتی وجود دارد و نه معیارهای مناسبی با توجه به این وضعیت جدید قابل شناسایی هستند. ولی امید است در این به هم ریختگی و ابهام در معیارهای همسرگزینی، راهی برای خروج از این بحران پیدا شود تا در آینده سامان هنجاری ازدواج شکل نوینی به خود گیرد و از شدت آسیب های اجتماعی ناشی از تأخیر سنی ازدواج در جامعه بکاهد.

نویسنده : stormboy ; ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٩
comment نظرات () لینک


+ شعر در مورد امام حسین علیه السلام

مرغ دل پرواز کردی تا کجا

در جوابم گفت دشت کربلا

گفتمش ای مرغ دل حرفی بزن

خاطراتت بازگو ای خوش سخن

گوشه ای بنشست و آهی برکشید

اشک او چون قطره بارانی چکید

همچو طفلی گمشده لب باز کرد

گفته هایش یک به یک آغاز کرد

گفت دیدم با دو چشمم روی خاک

جمع مرغان دور جسمی چاک چاک

بالهاشان یک به یک بگشوده بود

روی جسمش سایه ای افکنده بود

ناله ای محزون شنیدم سوختم

گرم نجوا چون بشد جان باختم

قد خمیده مادری میزد صدا

ای به قرانت شود مادر بیا

نور چشمم بین که چون کس آمده

بازوانش گیر بی کس آمده

با دو چشمش گشت گرم جستجو

خاک را با یاد گل میکرد بو

دید مادر ابن او بی سر شده

آسمان عشق بی اختر شده

پیش آمد جان خود در بر گرفت

با دو دستش خاک جسمش بر گرفت

خواست بوسد رخش لیکن سر نداشت

لب بر آن ببریده رگهایش گذاشت

نویسنده : stormboy ; ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٩
تگ ها: شعر
comment نظرات () لینک


+ اس ام اس عشقی با حال

آغوش پارکینگی است که جریمه ندارد !!!

بوسه تصادفی است که خسارت ندارد !!

.

چیه دنبالم راه افتادی !؟

حقیقت انسان به آن چه اظهار میکند نیست بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن عاجز است بنابراین اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش فرا بسپار

نویسنده : stormboy ; ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٩
تگ ها: اس ام اس ها
comment نظرات () لینک


+ اس ام اس

ی ن م ب ل ق ر د ه ش ی م ه زیاد زور نزن  برعکس بخون

گه یه روز یه نفر لگد زد بهت ناراحت نشو آخه تو خیلی توپی

جاده خوشبختی تقریبا همیشه مسدود است؛ لطفاً کمی حوصله کنید تا به مقصد برسید

قصه ی عشق من و تو به قشنگی خیاله
من و تو ماهی و آبیم که جداییمون محاله   انواع بوس:
۱/
بوس صورت : دوست داشتن
۲/
بوس پیشانی : آرامش
۳/
بازو‌ : شوخی کردن
۴/
لب : عاشق بودن
۵/
گردن : نیاز داشتن
تو کدومشو به من میدی ؟

بگم سلام دل میگیره
بگم علیک دل میمیره
فقط میگم دوست دارم
اینجور دل آروم میگیره

آتشی که عشق روشن می کند بسیار بیشتر از سردی و خاموشی ای است که تنفر به بار می آورد و من هرگز نمی توانم کسی را که به او لبخند نزده ام از ته دل دوست داشته باشم

اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد ؛
خبرم کن
بهت قول نمیدم که
میخندونمت
.
ولی می تونم باهات گریه کنم اگه یه روز خواستی در بری
حتماً خبرم کن
،قول نمیدم که ازت بخوام وایسی
.
اما می تونم باهات بیام
 
اما
اگه یه روز سراغم رو گرفتی
و خبری نشد
سریع به دیدنم بیا
احتمالاً بهت احتیاج دارم

روز اول شوخی شوخی جدی شد شوخی ترین جدی عمرم دوست داشتن تو بود و جدی ترین شوخی عمرم از دست دادن تو

 

نویسنده : stormboy ; ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٩
تگ ها: اس ام اس ها
comment نظرات () لینک


+ عجیب ترین قوانین جنسی در دنیا

 

۱) در شهر ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی زنان می توانند به ازای هر بار معاشقه از  شوهر خود تقاضای پول کنند.

۲) در  جزیره Tazmanya واقع در جنوب شرقی استرالیا و نیز در منطقه Gippsland این کشور، عروس و داماد حین جشن عروسی روی حصیری که در میانه مجلس پهن شده، در برابر میهمانان اولین رابطه جنسی خود را برقرار می کنند.

 ۳) در کشور اندونزی واقع در جنوب شرقی آسیا ، اگر ثابت شود که فردی عمل استمنا انجام داده،   سر آن فرد را به عنوان مجازات می توانند از تنش جدا کنند.

 ۴) بنا به سنتی در  تایوان ، واقع در شرق آسیا ، یکی از خویشاوندان یا دوستان داماد باید بکارت عروس را از بین ببرد. بدین ترتیب داماد می تواند از انجام این وظیفه ناراحت کننده و نامطلوب رهایی پیدا کند.

۵) بر اساس سنتی درهندوستان ، زنانی که برای انجام نظافت به خانه های دیگران می روند، می توانند وظیفه پاسخ دادن به  نیازهای جنسی نوجوانان مجرد ساکن خانه را نیز به عهده بگیرد.

۶) در جزیره Guam  واقع در اقیانوس کبیر ، مردها می توانند شغلی متفاوت و بی نظیر در سراسر جهان را داشته باشند. مردانی که این شغل را انتخاب می کنند، شهر به شهر می گردند و در ازای دریافت پول از دختران باکره، اقدام به برقراری رابطه جنسی با آنها می کنند. بر اساس سنتی در جزیره Guam ازدواج دختران باکره به هیچ وجه مجاز شمرده نمی شود.

 ۷) در شهر Cali کشور کلمبیا در آمریکای جنوبی ، اولین رابطه جنسی عروس جوان و شوهرش توسط مادر عروس به طور کامل زیر نظر گرفته می شود.

٨_در ایران دختران ایرانی با کلک سر شوهران بیچاره خود کلاه میگذارند.

نویسنده : stormboy ; ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٩
تگ ها: جنسی
comment نظرات () لینک


+ شعر

دیدار

چه اندازه سخت است زمانی که لحظه دیدار را انتظار می کشی

زمانی که تپیدنهای دلت به نهایت وجود می رسد

تا جایی که دیگر هیچکدامیک از صداهای اطراف را نمی شنوی

زمانی که چشمانت در تب باریدن دلتنگیهایش می سوزد

زمانی که دنیا را از پشت چشمان غرق در حلقه اشک ، تار می بینی

زمانی که هق هقی بلند فقط می خواهی تا که آرام شوی

زمانی که دستانت آرام ندارد ، با تمام وجود می لرزی ...

حتی قلبت

آن زمان که صدایی آرام و لطیف ....رویا گونه

نامت را صدا می زند

بر می گردی

آنوقت است که دیگر حتی صدای قلب خودت را هم نمی شنوی

تنها تپیدنهای وجود گرمش را در سرت احساس می کنی

دیگر دریاچه ای در چشمانت نیست

اما این بار در دستان و آغوش گرم او

با آرامش

وسکوت ...

کم کم گرم می شوی تا آنجایی که دلت می خواهد زمان

 همانجا بایستد ودر آغوش گرمش برای همیشه بمانی. 

                      <br/><a href=
نویسنده : stormboy ; ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۸
تگ ها: عشق و عکس و شعر
comment نظرات () لینک


+ امتحان کنید:به مردان قدرت دهید ، تا صمیمیت فوران کند

مرد موجودی عاشق قدرت است . مرد از این که قدرتمند باشد حظ میکند . در آسمان اوج میگیرد و شما را نیز همراه خود بالا می برد.از اینکه توانا باشد یا احساس توانایی کند لذت میبرد. تا وقتی که مشغول کشتن این احساس در مردان هستید بدانید که تنها میتوانید خواب خوشبختی را ببینید.

اگر قدرت مرد را نادیده بگیرید یا از آن انتقاد کنید بدانید که دیگر پری رویاهایش نخواهید بود.او دنبال کسی است که به قدرتهایش ایمان داشته باشد. و حتی ضعفهایش را در جهت تقویت تواناییهایش مثبت جلوه دهد.پس بدانید که:

1-
اگر خودتان دارای درآمد هستید ،هرگز درآمد و پولتان را به رخ همسرتان نکشید.حتی اگر درامد بیشتری داریدهرگز به روی خودتان هم نیاورید.بگذارید همسرتان فکر کند که همه چیز در دست اوست.و اداره امور خانه به دست قدرتنمد او اداره میشود.

2-
مطلقا او را با کسی مقایسه نکنید.شوهر خواهرم دو تا خانه داردفلانی اینقدر درامد دارد و تو مثل گداها هستی.اگر واقعا به بهبود اوضاع مالی فکر میکنید او را برای تلاش بیشتر تشویق کنید.انتقاد دشمن صمیمیت است.

3- .
تو بی عرضه ای یعنی فرو ریختن مرد. یعنی به دست خود خانه را خراب کردن. هر مفهوم مشابه " تو بی عرضهای " فاتحه ای بر صمیمیت و عشق متقابل مرد است.

4-
شوهر خود را حلال مشکلات بدانید. مشکل را به او بگویید و از او بخواهید آن را حل کند.و تایید کنید که تنها او قادر به حل این مسئله است.

5-
به مردان اندرز ندهید.مردان دوست دارند که مشکلات را به تنهایی حل کنند.و اگر به شما چیزی نمیگویندیعنی به تنهایی قادر است موضوع را حل کند.و در صورت لزوم با شما در میان میگذارند.با نصیحت نکردن زندگی خود را عاشقانه کنید.

6-
سکوت مردان را نشکنید.این اشتباه خانمهاست که وقتی مرد ساکت است مدام به سمت آنها میروند و با آنها حرف میزنند.اگر او ساکت است به سکوت نیازمند است.و احترام به این سکوت یعنی صمیمیت بیشتر. سکوت طولانی در زنان ممکن است به معنی آزرده خاطر بودن باشد اما در مردها این طور نیست.

7-
به مردان فضا بدهید گاهی او را رها کنیدتا با خود خلوت کند. با دوستان به ورزش برود و به خانواده خود تنها سر بزند.مدام دنبال او نباشد. فضای رها شدن! این چیزی است که مردان گاهی به آن نیاز دارند. اگر به انها این فضا را هدیه بدهید. انها نیز به شما عشق میورزند

8-
مرد دوست دارد که از او قدر دانی شود. تشکر به مرد قدرت پرواز میدهد.از هر کار کوچکی که برای شما انجام میدهدتشکر و قدر دانی کنید.تا او نیز بی حساب به شما عشق بورزد.

9-
مرد باید تایید شود.تواناییهای مرد را تایید کنیدو تاکید کنید او صاحب بهترین تواناییها و شایسته ترین همسر( شوهر) است.

10-
باید مورد اطمینان باشد. به او اعتماد کنیدبا اطمینان خاط از اینکه او میتواند ، شما میتوانید به راحتی بسیاری از کارها را به بسپارید.

11-
مردها را تشویق کنید.مرد عاشق تشویق است.کف زدن ها را فراموش نمیکند.. مرد، آفرین شما را تا عمر دارد به خاطر میسپارد.

من نیز لبخند شما را بعد از اجرای این قوانین طلایی برای همیشه به خاطر دارم.

نکاتی که در بالا ذکر شد شاید در نگاه اول بسیار ساده و سطحی و بی اهمیت جلوه کند ولی باور کنید که با رعایت همین نکات ساده ( و البته بی هزینه ) بسیاری از مشکلات مربوط به نبود صمیمیت بین همسران حل می شود.
موارد بالا برای خانمها است . به همین صورت نکاتی هم وجود دارد که آقایان باید رعایت کنند که با رعایت آنها از سوی آقایان و رعایت نکات بالا از سوی خانمها قطعا" صمیمیت در زندگی پر رنگ تر خواهد شد .آری صمیمیتی که اگر در خانه حاکم باشد همه مشکلات کم رنگ میشوند و حاضر نخواهید بود که انرا با دنیا عوض کنید.
مگر ما از زندگی چیزی جز صمیمیت و یکدلی و فضایی با عشق و محبت میخواهیم؟ مگر نه اینست که حتی آن کسی که بدنبال کسب ثروت است هدفش رسیدن به آرامش است؟

نویسنده : stormboy ; ساعت ٤:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۸
comment نظرات () لینک


+ دلیل مردانه برای سردی روابط زناشویی!؟

گاهی مردان با برخی عادات و اعمالشان باعث می‌شوند همسرشان نسبت به رابطه با آنها سرد شود و شور و شوق رابطه زناشویی را از دست بدهد. اگر شما هم جزو این گروهید، بهتر است در برخی عادات و رفتارهایتان تجدیدنظر کنید. خصوصیات مردانی که از چنین عاداتی رنج می‌برند به شرح زیر است...


* مردانی که با فیزیولوژی یا عملکرد بدن همسرشان هیچ آشنایی ندارند.

* مردانی که در رابطه زناشویی با همسرشان بسیار خشن رفتار می‌کنند.

* مردانی که نظافت مناسبی ندارند.

* مردانی که بهداشت شخصی پایینی دارند؛ مثلا دهانشان همیشه بوی بد می‌دهد، ناخن‌هایشان بلند و ناپاک است، بدنشان بوی عرق می‌دهد، پاها و جوراب‌های بدبو و کثیف دارند و...

* مردانی که بیش از حد طبیعی به ظاهر، قیافه و سرو و وضع زنان اهمیت می‌دهند.

* مردانی که مدام از همسرشان رضایت در یک فعالیت زناشویی را می‌پرسند و به جای اینکه به عشق‌ورزی در رابطه رو بیاورند، صرفا به رضایت جسمی توجه می‌کنند.

* مردانی که خیلی نگران عملکرد و توان زناشویی خود هستند؛ مثلا مدام بر این تصورند که زودانزالی دارند، آلت تناسلی‌‌شان کوچک است یا چهره جذابی ندارند یا...

* مردانی که در رابطه زناشویی، فقط خود را می‌بینند و به همسرشان توجه ندارند.

* مردانی که بلافاصله پس از اتمام فعالیت زناشویی، به لحاظ احساسی و عاطفی از همسرشان دور می‌شوند.

* مردانی که عادات شخصی ناپسند دارند؛ ‌مانند دست کردن در بینی و...

* مردانی که دوست ندارند به همسر خودشان عشق‌ورزی و محبتی نشان بدهند.

* مردانی که اشتغال ذهنی وسواس‌گونه و بیش از حدی به بدن خود دارند.

* مردانی که تندخو و پرخاشگرند و اهل خوش‌رفتاری نیستند.

* مردانی که همسرشان را دوست ندارند و نسبت به او هیچ احساسی ندارند.

* مردانی که در رابطه زناشویی خود از فیلم‌های مبتذل الگوبرداری می‌کنند.

 

نویسنده : stormboy ; ساعت ٤:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۸
comment نظرات () لینک


+ عکس

 اینارو ببین اینقدر به عشق هم مشغول بودن مرگ خودشون رو نفهمیدن

 

 

بدون شرح...

 

 

به خودش زحمت نمیده بره طبقه بالا آخه این چه جور دوست داشتنه؟؟؟؟

 

نویسنده : stormboy ; ساعت ٤:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۸
تگ ها: عکس
comment نظرات () لینک


+ با فردی که رابطه جنسی داشته اید ازدواج کنید

مواردی وجود دارد که اینگونه ازدواجها ثمر بخش بوده اند. امـا معمولا این گـونـه ازدواجها زیـاد دوام نخـواهـد آورد و پـــایه ای برای یک رابطه دراز مدت نخواهد بود. مـوضـوع رابـطـه جنسی با ازدواج متفاوت می بـاشد. ایـن سناریو را در نظر بگیرید: فردی که شخصی را می یابد که حاظر است به همسر و یا نامزد خـود خیانت کند و خـود آن شخص نیز تردید نمیکند که با فرد دیگری رابطه جنسی برقرار کند، مسـلـما رابطه آنها رابطه مستحکمی نـخـواهد داشت. زیـرا فـردی کـه تـوسـط شـما بـه فـرد دیگری خیانت کرده، روزی نـیـز به خود شما خیانت خواهد کرد.

نویسنده : stormboy ; ساعت ٤:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۸
comment نظرات () لینک


+ (عشق)(محبت)(صداقت)از دیدگاه منطق و عقل

 

دو روز پیش در مورد همین موضوع با سه تا از دوستانم در مسجد بعد از نماز عشا بحث میکردیم.

من نظرم رو این گونه بیان کردم که عشق محبت و صداقت از جمله امور کاملا منطقیست و بر پای ی مدار عقلی استوار است .

دوست دیگرم کاملا با نظر اینجانب مخالف بود و ابراز داشت(عشق)(محبت)و(صداقت) اموریست که کاملا بر پایه ی احساس بنا شده و عقل هیچ گونه دخل تصرفی بر علایق قلبی انسان ندارد.

من سوال کردم(پس شما میگید عقل و به طبع اون منطق هیچ گونه کنترلی نسبت به قلب نداره؟کفت نه.(منم در جوابش به شوخی گفتم اصلا تو کله تو اثری از عقل یافت میشه؟بازم گفت نه دیگه حرفی نزدم .

دو تا دوست دیگه موافق نظر بنده بودن.

باید بگم دانشمندان روانشناس کشف کردند که عشق محبت و صداقت از جمله رفتارهایی در انسان هستند که کاملا در مغز تولید و با رفتارهای مختلف در مواقع مختلف بروز حاصل مکند.

در فرهنگ ما و شاید اقسا نقاط جهان این ذهنیت رایج باشد که این سه معقوله از جای دیگری همانند قلب نشات میگیرد اما این موضوع کاملا مردود شده است.

عشق محبت و صداقت وتمامی احساس انسان از ناحیه ای که در پشت مغز قرار دارد ایجاد و کنترل میشود.

مغز انسان از حواس پنجگانه اطلاعات را دریافت و شروع به برسی مینماید.

پس از بررسیء مغز شروع به اعلام دستور به غدد بدن مینماید و غدد بدن هورمونهای مربوط به موارد دریافتی مغز از حواس پنج گانه را در بدن ترشح مینمایند که این امر باعث عکس العمل در موارد گوناگون میگردد.

مثال:زمانی که خانمی بچه ای را به دنیا میاورد پس از زایمان اگر از او بپرسید که : 

فرزندتان را چقدر دوست دارید؟میگوید هیچگاه تصور نمیکردم که فرزندم را تا این مقدار دوست بدارم من تصور میکردم اولادم را شاید کمی از دیگر کودکان بیشتر دوست خواهم داشت.اما هم اکنون که فرزندم به دنیا امده عشق او را با هیچ چیز در دنیا معاوضه نخواهم کرد.

بله کاملا درست میگوید.

وقتی فرزند به دنیا می اید مغزش به غده ای که باعث ترشح هورمن احساس عشق مادری در وجودش میگردد دستور میدهد که نسبت به نیاز مادر شروع به ترشح هورمون نماید.

و در اخر عشق محبت و صداقت از موهبات خداوند هستند.

اینم بگم از این لحظه که این مطلب رو مطالعه کردید برای عا شق شدن به مغزتون فشار بیارین نه به قلبتون.(یه وقت خدای ناکرده سکته میکنیدا)

نویسنده:ح ک

نویسنده : stormboy ; ساعت ٢:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۸
comment نظرات () لینک


+ دیوونه...

 

اوایل حالش خوب بود ؛ نمیدونم چرا یهو زد به سرش. حالش اصلا طبیعی نبود .همش بهم نگاه میکرد و میخندید. به خودم گفتم : عجب غلطی کردم قبول کردم ها.... اما دیگه برای این حرفا دیر شده بود. باید تا برگشتن اونا از عروسی پیشش میموندم.
خوب یه جورائی اونا هم حق داشتن که اونو با خودشون نبرن؛ اگه وسط جشن یهو میزد به سرش و دیوونه میشد ممکن بود همه چیزو به هم بریزه وکلی آبرو ریزی میشد.
اونشب برای اینکه آرومش کنم سعی کردم بیشتر بش نزدیک بشم وباش صحبت کنم. بعضی وقتا خوب بود ولی گاهی دوباره به هم میریخت.    یه بار بی مقدمه گفت : توهم از اون قرصها داری؟ قبل از اینکه چیزی بگم گفت : وقتی از اونا میخورم حالم خیلی خوب میشه . انگار دارم رو ابرا راه میرم....روی ابرا کسی بهم نمیگه دیوونه...! بعد با بغض پرسید تو هم فکر میکنی من دیوونه ام؟؟؟ ... اما اون از من دیوونه تره . بعد بلند خندید وگفت : آخه به من میگفت دوستت دارم . اما با یکی دیگه عروسی کرد و بعد آروم گفت : امشبم عروسیشه....

نویسنده : stormboy ; ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٥
تگ ها: داستان و عشق
comment نظرات () لینک


+ طلاق ناکام (داستان عشقی)

 

 

اون شب وقتی به خونه رسیدم دیدم همسرم مشغول آماده کردن شام است، دست شو گرفتم و گفتم: باید راجع به یک موضوعی باهات صحبت کنم. اون هم آروم نشست و منتظر شنیدن حرف های من شد. دوباره سایه رنجش و غم رو توی چشماش دیدم. اصلا نمی دونستم چه طوری باید بهش بگم، انگار دهنم باز نمی شد. هرطور بود باید بهش می گفتم و راجع به چیزی که ذهنم رو مشغول کرده بود، باهاش صحبت می کردم. موضوع اصلی این بود که من می خواستم از اون جدا بشم. بالاخره هرطور که بود موضوع رو پیش کشیدم، از من پرسید چرا؟! اما وقتی از جواب دادن طفره رفتم خشمگین شد و در حالی که از اتاق غذاخوری خارج می شد فریاد می زد: " تومردنیستی" .

 

اون شب دیگه هیچ صحبتی نکردیم و اون دایم گریه می کرد و مثل باران اشک می ریخت، می دونستم که می خواست بدونه که چه بلایی بر سر عشق مون اومده و چرا؟ اما به سختی می تونستم جواب قانع کننده ای براش پیدا کنم، چرا که من دلباخته یک دختر جوان شده بودم و دیگه نسبت به همسرم احساسی نداشتم. من و اون مدت ها بود که با هم غریبه شده بودیم من فقط نسبت به اون احساس ترحم داشتم. بالاخره با احساس گناه فراوان موافقت نامه طلاق رو گرفتم، خونه، 30درصد شرکت و ماشین رو به اون دادم. اما اون یک نگاه به برگه ها کرد و بعد همه رو پاره کرد. زنی که بیش از 10 سال باهاش زندگی کرده بودم تبدیل به یک غریبه شده بود و من واقعا متاسف بودم و می دونستم که اون 10 سال از عمرش رو برای من تلف کرده و تمام انرژی و جوانی اش رو صرف من و زندگی با من کرده، اما دیگه خیلی دیر شده بود و من عاشق شده بودم. بالاخره اون با صدای بلند شروع به گریه کرد، چیزی که انتظارش رو داشتم. به نظر من این گریه یک تخلیه هیجانی بود. بالاخره مسئله طلاق کم کم داشت براش جا می افتاد.

 

فردای اون روز خیلی دیر به خونه اومدم و دیدم که یک نامه روی میز گذاشته! به اون توجهی نکردم و رفتم توی رختخواب و به خواب عمیقی فرو رفتم. وقتی بیدار شدم دیدم اون نامه هنوز هم همون جاست، وقتی اون رو خوندم دیدم شرایط طلاق رو نوشته. اون هیچ چیز از من نمی خواست به جز این که در این مدت یک ماه که از طلاق ما باقی مونده بهش توجه کنم

 

اون درخواست کرده بود که در این مدت یک ماه تا جایی که ممکنه هر دومون به صورت عادی کنار هم زندگی کنیم، دلیلش هم ساده و قابل قبول بود: پسرمون در ماه آینده امتحان مهمی داشت و همسرم نمی خواست که جدایی ما پسرمون رو دچار مشکل بکنه! این مسئله برای من قابل قبول بود، اما اون یک درخواست دیگه هم داشت: از من خواسته بود که بیاد بیارم که روز عروسی مون من اون رو روی دست هام گرفته بودم و به خانه آوردم و درخواست کرده بود که در یک ماه باقی مونده از زندگی مشترکمون هر روز صبح اون رو از اتاق خواب تا دم در به همون صورت روی دست هام بگیرمو راه ببرم. خیلی درخواست عجیبی بود، با خودم فکر کردم حتما داره دیونه می شه. اما برای این که آخرین درخواستش رو رد نکرده باشم موافقت کردم. وقتی این درخواست عجیب و غریب رو برای دوست دخترم تعریف کردم اون با صدای بلند خندید گفت: به هرحال باید با مسئله طلاق روبرو می شد، مهم نیست داره چه حقه ای به کار می بره !

مدت ها بود که من و همسرم هیچ تماسی با هم نداشتیم تا روزی که طبق شرایط طلاق که همسرم تعیین کرده بود من اون رو بلند کردم و در میان دست هام گرفتم. هر دومون مثل آدم های دست و پاچلفتی رفتار می کردیم و معذب بودیم ! پسرمون پشت ما راه می رفت و دست می زد و می گفت: بابا مامان رو تو بغل گرفته راه می بره ! جملات پسرم دردی رو در وجودم زنده می کرد، از اتاق خواب تا اتاق نشیمن و از اون جا تا در ورودی حدود 10متر مسافت رو طی کردیم. اون چشم هاشو بست و به آرومی گفت: راجع به طلاق تا روز آخر به پسرمون هیچی نگو! نمی دونم یک دفعه چرا این قدر دلم گرفت و احساس غم کردم. بالاخره دم در اون رو زمین گذاشتم، رفت و سوار اتوبوس شد و به طرف محل کارش رفت، من هم تنها سوار ماشین شدم و به سمت شرکت حرکت کردم.

روز دوم هر دومون کمی راحت تر شده بودیم، می تونستم بوی عطرشو استشمام کنم. عطری که مدتها بود از یادم رفته بود.
با خودم فکر کردم من مدتهاست که به همسرم به حد کافی توجه نکرده بودم. انگار سالهاست که ندیدمش، من از اون مراقبت نکرده بودم. متوجه شدم که آثار گذر زمان بر چهره اش نشسته، چندتا چروک کوچک گوشه چماش نشسته بود،لابه لای موهاش چند تا تار خاکستری ظاهر شده بود! برای لحظه ای با خودم فکر کردم: خدایا من با او چه کار کردم؟! روز چهارم وقتی اون رو روی دست هام گرفتم حس نزدیکی و صمیمیت رو دوباره احساس کردم. این زن، زنی بود که 10 سال از عمر و زندگی اش رو با من سهیم شده بود. روز پنجم و ششم احساس کردم، صیمیت داره بیشتر وبیشتر می شه، انگار دوباره این حس زنده شده و دوباره داره شاخ و برگ می گیره. من راجع به این موضوع به دوست دخترم هیچی نگفتم. هر روز که می گذشت برام آسون تر و راحت تر می شد که همسرم رو روی دست هام حمل کنم و راه ببرم، با خودم گفتم حتما عضله هام قوی تر شده. همسرم هر روز با دقت لباسش رو انتخاب می کرد. یک روز در حالی که چند دست لباس رو در دست گرفته بود احساس کرد که هیچ کدوم مناسب و اندازه نیستند! با صدای آروم گفت: لباسهام همگی گشاد شدن. و من ناگهان متوجه شدم که اون توی این مدت چه قدر لاغر و نحیف شده و به همین خاطر بود که من اون رو راحت حمل می کردم، انگار وجودش داشت ذره ذره آب می شد. گویی ضربه ای به من وارد شد، ضربه ای که تا عمق وجودم رو لرزوند.

توی این مدت کوتاه اون چقدر درد و رنج رو تحمل کرده بود، انگار جسم و قلبش ذره ذره آب می شد. ناخود آگاه بلند شدم و سرش رو نوازش کردم. پسرم این منظره که پدرش ، مادرش رو در آغوش بگیره و راه ببره تبدیل به یک جزء شیرین زندگی اش شده بود. همسرم به پسرم اشاره کرد که بیاد جلو و به نرمی و با تمام احساس اون رو در آغوش فشرد. من روم رو برگردوندم، ترسیدم نکنه که در روزهای آخر تصمیمم رو عوض کنم. بعد اون رو در آغوش گرفتم و حرکت کردم. همون مسیر هر روز، از اتاق خواب تا اتاق نشیمن و در ورودی. دستهای اون دور گردن من حلقه شده بود و من به نرمی اون رو حمل می کردم، درست مثل اولین روز ازدواج مون. روز آخر وقتی اون رو در آغوش گرفتم به سختی می تونستم قدم های آخر رو بردارم. انگار ته دلم یک چیزی می گفت: ای کاش این مسیر هیچ وقت تموم نمی شد! پسرمون رفته بود مدرسه، من در حالی که همسرم در آغوشم بود با خودم گفتم: من در تمام این سالها هیچ وقت به فقدان صمیمیت و نزدیکی در زندگی مون توجه نکرده بودم..

 

 

اون روز به سرعت به طرف محل کارم رانندگی کردم، وقتی رسیدم بدون این که در ماشین رو قفل کنم ماشین رو رها کردم، نمی خواستم حتی یک لحظه در تصمیمی که گرفتم، تردید کنم. دوست دخترم در رو باز کرد، و من بهش گفتم که متاسفم، من نمی خوام از همسرم جدا بشم! اون حیرت زده به من نگاه می کرد، به پیشانیم دست زد و گفت: ببینم فکر نمی کنی تب داشته باشی؟ من دستشو کنار زدم و گفتم: نه! متاسفم، من جدایی رو نمی خوام، این منم که نمی خوام از همسرم جدا بشم. به هیچ وجه نمی خوام اون رو از دست بدم. زندگی مشترک من خسته کننده شده بود، چون نه من و نه اون تا یک ماه گذشته هیچ کدوم ارزش جزییات و نکات ظریف رو در زندگی مشترکمون نمی دونستیم. زندگی مشترکمون خسته کننده شده بود نه به خاطر این که عاشق هم نبودیم بلکه به این خاطر که اون رو از یاد برده بودیم.

من حالا متوجه شدم که از همون روز اول ازدواج مون که همسرم رو در آغوش گرفتم و پا به خانه گذاشتم موظفم که تا لحظه مرگ همون طور اون رو در آغوش حمایت خودم داشته باشم. دوست دخترم انگار تازه از خواب بیدار شده باشه در حالی که فریاد می زد در رو محکم کوبید و رفت. من از پله ها پایین اومدم سوار ماشین شدم و به گل فروشی رفتم. یک سبد گل زیبا و معطر برای همسرم سفارش دادم.
دختر گل فروش پرسید: چه متنی روی سبد گل تون می نویسید؟
و من در حالی که لبخند می زدم نوشتم: از امروز صبح، تو رو در آغوش مهرم می گیرم و حمل می کنم، تو روبا پاهای عشق راه می برم، تا زمانی که مرگ، ما دو نفر رو از هم جدا کنه.

درسته، جزئیات ظریفی توی زندگی ما هست که از اهمیت فوق العاده ای برخورداره، مسائل و نکاتی که برای تداوم و یک رابطه، مهم و ارزشمندند. این مسایل خانه مجلل، پول، ماشین و مسایلی از این قبیل نیست. این ها هیچ کدوم به تنهایی و به خودی خود شادی آفرین نیستند. پس در زندگی سعی کنید زمانی رو صرف پیدا کردن شیرینی ها و لذت های ساده زندگی تون کنید. چیزهایی رو که از یاد بردید، یادآوری و تکرار کنید و هر کاری رو که باعث ایجاد حس صمیمیت و نزدیکی بیشتر و بیشتر بین شما و همسرتون می شه، انجام بدید. زندگی خود به خود دوام پیدا نمی کنه. این شما هستید که باید باعث تداوم زندگی تون بشید.

 

 منبع : www.tabadolnazar.com

نویسنده : stormboy ; ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٥
comment نظرات () لینک


+ 13 خط برای زندگی(گابریل گارسیا مارکز)

١-دوست دارم نه به خاطر شخصیت تو بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم

٢-هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد وکسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود.

٣-اگر کسی تو را آنطور که دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

۴-دوست واقعی کسیست که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

۵-بدترین شکل دلتنگی برای کسی ان است که در کنار او باشی وبدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

۶هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.

٧-تو ممکن است درتمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی از افراد تمام دنیا هستی.

٨-هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگزراند نگزران.

٩-شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را .به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گذار باشی.

١٠-به چیزی که گذشت غم مخور به انچه پس از آن آمد لبخند بزن.

١١-همیشه افرادی هستند که تو را میازارند.با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را ازرده دوباره اعتماد نکنی.

١٢-خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمعن باش که خود را میشناسی قبل از انکه شخص دیگری رابشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.

١٣-زیاد از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیزها در زمانی اتفاق میافتد که انتظارش را نداری.

نویسنده:stormboy

نویسنده : stormboy ; ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٤
comment نظرات () لینک


+ عروسی به سبک آلمانی

بطور معمول در آلمان فقط برگ ازدواج صادر شده از سوی اداره ثبت احوال به عنوان سند رسمی پذیرفته می‌شود. بعد از آشنایی طولانی مدت و حتی زندگی چند ساله مشترک در یک خانه، زن و مردی که در آلمان تصمیم به ازدواج می‌گیرند باید برای گرفتن زمان امضاء سند ازدواج، به بخش ویژه‌ای از اداره ثبت احوال (Standesamt) مراجعه کنند. در این اداره بدون در نظر گرفتن تعلق مذهبی و یا قومی فرد متقاضی، زمان برگزاری مراسم دفتری ازدواج تعیین می‌شود. برای آشنایی بیشتر با سنت‌ها و چگونگی مراسم ازدواج در آلمان، خانم لیلو اشمیتLilo Schmitz ، پروفسور مردم شناسی‌ی دانشگاه دوسلدورف به پرسش‌های دویچه وله پاسخ داده است:


خانم اشمیتز، به نظر شما برگزاری مراسم عروسی در چند سال اخیر در آلمان تغییر محسوسی داشته است؟ برگزاری جشن عروسی میان جوانان امروزی آلمان چگونه است؟Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: لیلو اشمیتز، پرفسور مردم‌شناس در دوسلدورف


بعد از گذشت سال‌های دهه شصت که بسیاری از جوانان آلمان در تب و تاب جنبش‌های بزرگ دانشجویی برگزاری جش‌های بزرگ و رسمی را برای ازدواج رد می‌کردند، چند سالی است که دوباره برگزاری این مراسم به خواست بسیاری از جوانان در زمان ازدواج تبدیل شده است. برای مثال وقتی که من برای اولین بار ازدواج کردم، در دهه شصت، جشن عروسی بزرگ برگزار نمی شد. ما در آن موقع خیلی ساده به اداره ثبت اسناد بخش ازدواج رفتیم و سند ازدواج را امضاء کردیم. بعد با دوستان در یک کافه دور هم نشستیم.


این یک دوره تاریخی بود. دوره ای که به دوره جوانان سال ۶۸ معروف است. در آن زمان، در دوره قیام دانشجویی بزرگ در اروپا، ازدواج بیشتر جنبه کارکردی داشت. امروزه این سنت باز در میان جوانان مدرن شده است. مثلا اینکه داماد در روز عروسی به‌دنبال عروس به در خانه والدین او برود. حتی برخی از زنان جوان که سال‌هاست با نامزد خود در یک خانه زندگی می‌کنند، برای این روز به خانه والدین می‌روند تا داماد به دنبالشان برود و آنان را با خود به مراسم ببرد. اگر عروسی در کلیسا جشن گرفته شود، پدر عروس است که وی را به کلیسا می‌برد. داماد در جلوی در کلیسا منتظر عروس می‌ماند. در داخل کلیسا پدر عروس دست او را به دست داماد می‌دهد. Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: حلقه عروسی در آلمان دوران نامزدی در دست چپ و بعد از ازدواج در دست راست عروس و داماد جای می‌گیرد

شما گفتید لباس سنتی عروس سفید و داماد سیاه است. انتخاب این دو رنگ به چه دلیل است؟


بله، به‌طور معمول عروس لباس سفید و داماد خاکستری تیره و یا سیاه به تن می‌کند. این رنگ‌های قدیم تغییر نقش زوج را در جامعه نشان می‌‌دهند. مثل بسیاری از کشورهای جهان، این دو، نقش جدیدی را در جامعه می پذیرند. سفید یا سیاه در بسیاری از مراسم سنتی قدیمی هم وجود داشته است. این دو رنگ به معنی سادگی و یک دستی و به عبارتی بی‌رنگی هستند. به این معنی که عروس و داماد در مرحله بینا‌‌بینی‌اند و هنوز نقش اجتماعی آنطور که معنی می‌شود، برای آن‌ها مشخص نشده است.


آیا مراسم عروسی در کلیسا پیش از امضاء قرارداد ازدواج در اداره ثبت انجام می‌گیرد؟


بطور معمول مدتی بعد از مراسم اداری یعنی ازدواج دفتری، جشن در کلیسا برگزار می‌شود. پیش‌ترها جشن کلیسا و مراسم در اداره ثبت به فاصله خیلی نزدیک به هم برگزار می‌شدند. ولی امروزه حتی تا چند ماه بعد، هر وقت که عروس و داما بتوانند این جشن را برگزار می‌کنند. مراسم در اداره ثبت، نسبتا ساده‌است. کارمند ویژه ازدواج سعی می‌کند کمی هم به این مراسم اداری جنبه سرور بدهد. مراسم در اتاقی که کمی تزیین شده برگزار می‌شود و کارمند مسئول، لباس رسمی می‌پوشد. نوشیدنی و یا خوراکی سبکی خورده می‌شود و مهمانان همراه با عروس و داماد به کافه و یا رستورانی می‌روند. عروسی‌های قدیمی در روستاها تا سه روز جشن گرفته می‌شد. روز اول با فامیل، روز دوم به همراه دوستان و فامیل و روز سوم با همکاران و همسایه‌ها. در روستاهای آلمان هنوز هم عروسی در سه روز جشن گرفته می‌شود.


هزینه این جشن را چه کسی می‌پردازد؟


قدیم‌ها هزینه عروسی را والدین می‌پرداختند. در بیشتر مواقع خانواده عروس هزینه اصلی را می‌پذیرفت. ولی امروزه چون بسیاری از خانواده‌ها فرزندان زیادی ندارند، خانواده داماد هم کمک می‌کند و مثلا هزینه لباس عروسی را می‌پردازند.


آیا عروس و داماد در مراسم عروسی هدیه دریافت می‌کنند؟


بله، مثلا وسایل خانه ویا آشپزخانه به عنوان هدیه به آنان داده می‌شود. ولی به شکل سنتی مانند ایران و یا برخی از کشورهای دیگر، عروس به عنوان هدیه از سوی خویشاوندان طلاو و جواهر دریافت نمی‌کند. حلقه عروسی توسط داماد خریداری می‌شود. بطور معمول حلقه در انگشت چهارم دست راست قرار می‌گیرد. در آلمان معمولا عروس و داماد در موقع نامزدی حلقه را در دست چپ و بعد از عروسی در دست راست می‌کنند.


در برخی از خانواده ها معمول است که زوجی که می‌خواهند ازدواج کنند خود وسایلی را که احتیاج دارند در یک فروشگاه وسایل خانه و آشپزخانه انتخاب می‌کنند. بعد خویشاوندان و دوستان ضمن مراجعه به فروشگاه، هدیه ای را که از نظر میزان قیمت برایشان مناسب است، از میان وسایلی که ویژه این عروس و داماد روی میزی به شکل زیبا و تزیین شده چیده شده است، انتخاب می‌کنند. هدیه معمولا در طی مراسم عروسی به عروس و داماد داده می‌شود و مراسمی مانند پاگشا و مهمانی بعد از عروسی وجود ندارد.


در برخی از کشورها عروس و داماد قبل از شب ازدواج رابطه جنسی ندارند. در آلمان وضع به چه گونه است؟


در برخی از کشورها عروسی به معنای رسیدن به پختگی در شخصیت و رابطه جنسی بعد از ازدواج است. در آلمان وضع بگونه دیگری است. در این‌جا گفته می‌شود، اول باید پخته شد، در رابطه جنسی هم تجربه کرد و باید با شریک زندگی آشنا شد و با او رابطه جنسی داشت و مدت طولانی با هم بود تا بعد بتوان تصمیم به ازدواج گرفت. خانواده ها در انتخاب همسر برای فرزندانشان دخالت نمی‌کنند. والدین هم امروزه در آلمان فکر می‌کنند بهتر است زوج دلداده دو یا سه سال و یا بیشتر با هم باشند، تا مشخص شود که واقعا بهم می‌خورند و می‌خواهند با یکدیگر زندگی مشترکی را پایه ریزی کنند یا نه.


جشن عروسی به رابطه جنسی ارتباطی ندارد. مراسم ازدواج در واقع جشنی است برای پایه ریختن خانواده‌ای که بچه ها در آن بزرگ می‌شوند. اگر در این میان این دو در انتظار بچه‌ای باشند، ازدواج زودتر صورت می‌گیرد. در اینجا باید اول رابطه جنسی را امتحان کرد و اگر از همه نظر دو دلداده تفاهم داشته باشند، بعد با هم ازدواج می‌کنند. در آلمان گفته می‌شود، کسانی که بحران را از سر گذرانده باشند، می‌توانند بهتر با هم زندگی کنند.


در واقع باکرگی زن در موقع ازدواج در اینجا مطرح نیست؟


در واقع به عکس، باکرگی باعث تعجب است. حتی نگرانی وجود دارد که این فرد هنوز بی‌تجربه است و نمی‌داند که در رابطه جنسی چطور باید برخورد کند. در عین حال این ترس وجود دارد که اگر کسی این تجربه را نداشته باشد، شاید بعدها بخواهد تجربه دیگری کسب کند.


با توجه به این‌که در آلمان عروس و داماد قبل از ازدواج با هم رابطه نزدیک دارند و یا با هم زندگی می‌کنند، ازدواج چه کارکرد و یا نقشی را دیگر در این جامعه دارد؟



غیر از جنبه رومانتیک و روحی که این دو می‌گویند، حالا ما با هم هستیم و تصمیم گرفته‌ایم با هم زندگی کنیم و با هم پیر شویم، بنا به قانون آلمان کسانی که ازدواج کنند از امکانات اجتماعی بهتری بهره‌مند می‌شوند، برای نمونه، در مورد حق ارث و در موقع بیماری که به تصمیم‌گیری در مورد شریک زندگی احتیاج باشد. مهم‌تر این که کسانی که ازدواج کرده باشند در آلمان مالیات کمتری به دولت پرداخت می‌کنند.


مصاحبه‌گر: شیرین جزایری

منبع : www.roodza.ir

نویسنده : stormboy ; ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٤
تگ ها: ازدواج و زندگی و عشق و جنسی
comment نظرات () لینک


+ نکات مهم در مورد خواستگاری و بله برون

خواستگاری معمولا با مراسم خاصی همراه است که پسر بهمراه خانواده و بزرگان خود برای دیدن و پسندیدن و صحبتهای جانبی به خانه دختر میرود معمولا صحبتها ی مهم در مورد مهریه هم ممکن است مطرح شود .
ویا در مراسمی به اسم بله برون این صحبتها انجام میشود .
نکات مهمی که باید مورد توجه دوستان باشد این است که رفتار و اتفاقات این روزهایی که طبیعتا هنوز چیزی رسمی نشده از نظر قانونی و اتفاقاتی که بعدا ممکن است بیفتد خیلی مهم است .
در مورد شناخت و تحقیق لازم است در بحثهای مبسوط بعدا صحبت شود ولی در مورد رسوم و قراردادها در اینجا چیزهایی مینویسم .
در مورد تعیین مهریه باید دقت شود و مرد که میخواهد مهریه تعیین شده را بپذیرد قبل از حضور در مراسم قصد و منطق خود را در مورد پرداخت مهریه مشخص کند .
میخواهد مهریه کم یا زیاد باشد ، میخواهد یکجا یا بصورت اقساط بپردازد و یا نه اصلا قصد دادن ندارد .بنابر این با اراده مشخص و محکم در این راه پا بگذارید .
به این نکته توجه کنید که صحبتهای خانواده دختر مبنی بر اینکه قصد دادن و گرفتن نیست هیچ وجهه قانونی ندارد و در صورت ثبت ارزش قانونی پیدا میکند .
در صورت تصمیم و توافق در مورد مهریه میتوان در برگه توافقنامه ثبت کرد و نوشت بر سر مهریه به میزان فلان اندازه توافق شد که بصورت عندالمطالبه یا بصورت عند الاستطاعه و یا بصورت اقساط و یا هر چیز دیگری که توافق شد پرداخت شود .
بدیهیست اگر توافق بر سر شرایط خاصی صورت گرفت حتماً باید آن شرایط در سند عقد منعکس شود وگرنه اعتبار سند از توافقات قبل از عقد بیشتر میباشد .
در صورتی که خانواده دختر مهریه بالا پیشنهاد میکنند و عنوان میشود کی داده کی گرفته فقط لازم است در توافقنامه و سند عقد عنوان شود مهریه عند الاستطاعه یعنی در صورت تمکن و دارایی مرد قابل در یافت می باشد و بخاطر نداشتن پول مرد درگیر زندان و درگیریهای زیاد دیگر نشود و بر سر حق حبس زن دچار گرفتاری و مصیبت نشود .مورد دیگر این است که توافقاتی در مورد مراسم و خرجهایی که بعهده داماد است باید ثبت شود چون همین موارد میتواند باعث ایجاد مشکلات فراوان و درگیری شود وقتی توافق شود زمان عقد و یا عروسی چه زمانیست و مرد ملزم است چه خرجهایی را بر عهده بگیرد امکان بروز مشکلات بعدی کمتر میشود .که این توافقنامه باید به امضای پسر و دختر و اعضای حاضر از خانواده های آنها برسد .
درمورد آشنایی قبل از عقد و زندگی مشترک پیشنهاد میکنم سه تا شش ماه بدون عقد بوسیله راهکارهای شرعی مختلف رفت و آمد و آشنایی لازم صورت پذیرد .
درمورد امضای سیاهه جهیزیه زن باید دقت شود این جهیزیه تا آخر عمر زن بعنوان امانت در نزد مرد نگهداری میشود و در صورتی که در خانه مشترک برای آن اتفاقی بیفتد مرد ملزم به تهیه و پرداخت آن به زن میباشد بنابر این جهیزیه زن شاید موقع صلح و صفا کمک حال زندگی مشترک باشد ولی در صورت ایجاد مشکل مرد علاوه برحقوق دیگر زن مجبور به بازگرداندن عین جهیزیه یا پرداخت قیمت آن میباشد .
پس موقع امضاء آن باید دقت داشته باشید که موارد مذکور در جهیزیه دختر وجود دارد
اصلاً بنظر من جنسی که مرد برای زندگی خود تهیه میکند از جهت تامین آرامش زندگی موثر تر خواهد بود تا گرفتن جهیزیه و چنانچه میدانید طبق قانون زن ملزم به آوردن امکانات به خانه شوهر نیست و مرد ملزم است طبق ماده 1107 قانون مدنی ((ماده 1۱07- نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن ، البسه ، غذا ، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض . )) لوازم و مایحتاج زندگی را برای زندگی مشترک فراهم کند و این موارد قسمتی از نفقه زن می باشد .

نویسنده : stormboy ; ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٤
comment نظرات () لینک


+ نکته ای که پیش از ازدواج باید بدانید

 

ازدواج یک نـهاد فـوق الـعـاده اســت، امـا آیا کسی دوست
دارد کـه در یـک نـهـاد قــرار بگیرد؟" ازدواج یکی از مـهمترین
تصمیماتی است که شما در زندگی خـود می گیرید. من و
هـمسرم 28 سـال پیش با هـم ازدواج کـردیــم. در آن زمان
خیلی از چیزهایی را که الآن می دانیم را نمی دانستیم و
مـطمئن هسـتم کـه تـعداد زیـادی از افراد نیز هستند که از
همان موارد مشابه اطلاع کافی ندارند. خداوند به من کمک کرد تا بتوانم 12 نمونه از بینش هایی را که قبل از ازدواج طرفین رابطه باید نسبت به آن آگاهی داشته باشند را در این قسمت برای شما تشریح می کنم.
1- ازدواج از سوی خدا برنامه ریزی و طراحی می شود. به همین دلیل در این امر خیر باید به دنبال رهنمود های خداوند باشیم. اغلب اوقات ما کاری را انجام می دهیم که دیده ایم دیگران انجام می دهند. افراد مختلف ایده های متفاوتی نسبت به ازدواج دارند، اما نمی توانیم نظر همه افراد را در مورد ازدواج بدانیم و در عین حال باید به خاطر داشته باشیم که چیزی که در مورد یک زندگی مشترک کار می کند، ممکن است در مورد سایر زندگی های مشترک درست از آب در نیاید. بنابراین به حرف چه کسی باید گوش کنید؟ خوشحالم که این سؤال برای شما پیش آمد. به عقیده من باید مطالعه خود را زیاد کرده و در برخی مواقع به کتب مذهبی نیز مراجعه کنید. از جمله کتاب های مفید در این زمینه می توان به موارد زیر اشاره کرد: "پیش از اینکه بله بگویید" نویسنده نورمن رایت، "خیلی زود، خیلی صمیمی" نویسنده جیم تالی.
2- به نظر من بهتر است پیش از ازدواج چند جلسه مشاوره خانوادگی را طی کنید. مراکز مشاوره ای وجود دارند که می توانند به شما کمک کنند تا در وهله اول خودتان را بهتر بشناسید و سپس ببینید چه کسی می تواند شریک مناسبی برای زندگی با شما باشد. سوابق خانوادگی، خصوصیات اخلاقی، و سایر جنبه های زندگی توسط مشاور تحلیل و بررسی می شود. یک سری سؤال های از پیش تعیین شده در داخل یک پرسشنامه تهیه و تدوین شده اند و پر کردن آن می تواند کار جالب و سرگرم کننده ای باشد.
3- زمانی که تازه وارد زندگی زناشویی می شوید، شور و هیجان بسیار زیادی از قبل از عروسی تا ماه عسل وجود دارد. به مرور زمان همه شور و هیجان ها آرام می گیرد و شما آهنگ زندگی جدید خود را احساس می کنید. در این زمان ناگهان نگاهی به شریک زندگی خود می اندازید و از خودتان سؤال می پرسید که: "چرا من اینکار را کردم؟" برخی از افراد به این مرحله که می رسند قدری می ترسند و احساس می کنند که کار اشتباهی انجام داده اند. باور کنید که این مسئله یک امر کاملاً عادی است. اولین دعوای شما شکل می گیرد و بر سر این مطلب که کاغذ توالت باید از کدام سمت قرار بگیرد، با هم جر و بحث می کنید. به مرور زمان یاد می گیرید که باید مصالحه و سازش بیشتری با هم داشته باشید. به هر حال در همه مراحل زندگی انسان ها با شک و تردید های مختلفی روبرو می شوند. آگاهی از این مطلب می تواند شما را آرام کند. شما یک فرد کاملاً نرمال هستید.
4- برای تفریح وقت بگذارید. یک زندگی موفق نیازمند کار و تلاش است. اما شما باید برای تفریح نیز وقت بگذارید. یاد گرفتن طریقه زندگی با یک فرد جدید در یک رابطه دو جانبه صمیمی، نیازمند تلاش هر دو نفر است. باید یاد بگیرید چگونه می توانید با هم ارتباط برقرار کرده و یکدیگر را درک کنید، در سمینارهای مربوط به ازدواج، و زندگی مشترک شرکت کنید، هم فال است و هم تماشا. تفریح و خوشحالی را تبدیل به خاطره ای نامحسوس از زمان مجردی نکنید. با هم خاطرات جدید را خلق کنید. به هم توجه کنید و از بودن با هم لذت ببرید.
5- این روزها به دلیل وجود فشارهای اجتماعی و اعتقادات غیر مذهبی تاکید چندانی به عدم برقراری رابطه جنسی پیش از ازدواج نمی شود. عدم رابطه جنسی پیش از ازدواج تبیین کننده بنیان اعتماد طرفین نسبت به یکدیگر است. بسیاری از افراد هستند که به دلیل عدم اطمینان به یکدیگر ساعت های طولانی در پی تعقیب هم هستند، یکدیگر را متهم به خیانت می کنند و هیچ ارزشی برای هم قائل نمی شوند. شاید قدری بی معنی باشد، اما به هر حال اینچنین است. ما به بسیاری از زوج هایی که به هم در مورد مسائل جنسی بدبین هستند پیشنهاد می کنیم که ازدواج نکنند. منظور از عدم برقراری رابطه جنسی کلیه رفتارهای جنسی است و فقط به نزدیکی محدود نمی شود. به عنوان مثال اورال سکس و یا حتی معاشقه نیز می تواند به عنوان نوعی رابطه جنسی در نظر گرفته شود. خداوند تعیین کرده که رضایت جنسی فقط باید در زندگی مشترک وجود داشته باشد. زمانیکه با هم نامزد می کنید به هیچ وجه دلیلی وجود ندارد که رابطه جنسی برقرار کنید. طبق روایات، بستر مکان مقدسی است و خداوند خود سزای افراد هرزه را می دهد. سکس نوعی ورزش نیست که هر زمان که اراده کردید آنرا انجام دهید بلکه یکی شدن فیزیکی، عشقی، و روحی است. سکس مسئله ای است که ازدواج را ازدواج می کند. شما با شریک زندگی خود یکی میشوید. همه ما نزد خداوند جایگاه ویژه ای داریم و او می خواهد ما از هر گونه گناه، شرمساری، بیماری، حقارت و ناپاکی به دور باشیم. او هم دوست دارد که ما صمیمانه ترین رابطه محبت آمیز را تجربه کنیم. اگر شما و نامزدتان در حال حاضر نمی توانید شهوت خود را کنترل کنید چه تضمینی وجود دارد که پس از ازدواج بتوانید این کار را انجام دهید؟
باید بدانید که ارزش های شریک زندگیتان چه چیزهایی هستند. همچنین باید از ارزش های فردی خود نیز آگاهی داشته باشید. چه چیزی برایتان اهمیت دارد؟ آیا ارزش های شما دو نفر با هم سازگار هستند. در طول مدتی که صرف قرارهای ملاقات می کنید، باید در مورد یک چنین مسائلی با هم صحبت کنید. آیا بچه می خواهید؟ اگرجوابتان مثبت است، چند تا؟ عقاید مذهبی یکسانی دارید؟ آیا از نظر مذهبی عقاید یکسانی دارید؟ این مقوله از اهمیت خاصی برخوردار می باشد, شاید وقتی که فقط با هم قرار ملاقات می گذارید و حتی در ابتدای زندگی مشترک درگیری های چندانی در مورد مسائل دینی با هم پیدا نکنید، اما زمانیکه پای بچه ها به زندگی مشترک باز میشود، معمولاً مسائل مذهبی اهمیت بیشتری پیدا می کنند، چراکه هر یک از والدین تصمیم می گیرد به فرزندش اعتقادات و ارزش های مذهبی شخصی خود را منتقل کند.
7- در مورد کلیه روابط عاشقانه گذشته با هم صحبت کنید. مسائل عاطفی گذشته را برای شریک زندگی خود باز کنید، چراکه درمیان گذاشتن یک چنین مسائل خصوصی و شخصی می تواند شما را به سطوح عمق تری از صمیمت برساند. هر کدام از طرفین حق دارند که از جزئی ترین مسائل زندگی شما آگاهی داشته باشند. زمانیکه با هم ازدواج کردید نباید هیچ نقطه مبهمی وجود داشته باشد که طرف مقابل را سورپریز کند. اگر با هم توافق می کنید که گذشته مربوط به گذشته است و بهتر است حرفی در این مورد نزنید، من به شما قول می دهم که یک روز وقتی اصلاً انتظارش را ندارید یک نفر از گذشته می آید و برای شما مشکل درست می کند. زمانیکه این اتفاق بیفتد احساس ناامنی ایجاد شده و درد و رنج بیشتری وارد رابطه می شود. اگر احساس میکنید که نمی توانید به طور کامل به طرف خود اعتماد کنید شاید هنوز به مرحله ای نرسیده باشید که آماده ازدواج باشید. این یک امتحان صداقت و آسیب پذیری است.
8- هیچ گاه سازش نکنید. درست است که هیچ انسان کاملی وجود ندارد، اما شما استحقاق بهترین همسر را دارید. برخی از افراد پیشنهاد ازدواج را فقط به دلایل زیر قبول می کنند: فکر می کنند شاید دیگر یک چنین اتفاقی در زندگی برایشان رخ ندهد، بچه دارند و شاید کسی حاضر به زندگی کردن با آنها نباشد، فکر می کنند که: "من آدم خاصی نیستم به همین دلیل حق انتخاب ندارم"، و یا "دوستش ندارم ولی این فرد با ثبات است و می تواند حامی خوبی برای من باشد. هیچ کدام از این موارد نمی توانند دلیل خوبی برای "بله" گفتن به شمار روند. از آنجایی که ازدواج را خداوند پایه ریزی کرده می تواند مکان امنی برای اجتماع دو انسان که پایبند ارزش های الهی هستند، باشد. هدف اصلی ازدواج این است که انسان ها ابتدا بتوانند عشق را در روی زمین احساس کنند تا بعدها به جمع خانوادگی بزرگ خود در بهشت بپیوندند. از خداوند بخواهید که شریک مناسب زندگیتان را پیش رویتان قرار بدهد. منتظر نشانه خداوند باشید و جان فشانی نکنید.
9- از یکدیگر سؤال های مهم بپرسید. زمانی که با هم قرار ملاقات می گذارید زمان مناسبی است که سؤال های مهم و کلیدی را مطرح کنید: در چه نوع خانواده ای بزرگ شدی؟ پدر و مادر در کنار هم زندگی می کردند یا از هم جدا شده بودند؟ با توجه به خانواده اصلی خود از زندگی مشترک خود چه انتظاراتی دارید؟ چه تصمیماتی در ابتدای زندگی برای تعلیم و پرورش بچه خواهید گرفت؟ این جمله را کامل کند: "زمانیکه ازدواج کنم و بچه دار شوم هیچ وقت...."
در مورد رابطه خود با والدین جنس مخالف خود صحبت کنید به عنوان مثال پسر و مادر، دختر و پدر. ارتباط با والدین جنس مخالف می تواند اثر مهمی بر روی نحوه رفتار ما با همسرمان داشته باشد. اگر پدر او با مادرش بدرفتاری کند به احتمال زیاد او نیز با خانمش بدرفتاری خواهد کرد. در این زمینه می توانیم یک کتاب به شما معرفی کنیم با نام "1000 سؤال برای زوج ها"
10- قبول نامزد به عنوان همسر آینده مسئله مهمی است که در همان ابتدا شما باید بر روی آن فکر کنید. برای پذیرش یک فرد دیگر شما باید ابتدا خودتان را بپذیرید. شاید در خیلی از کارها خوب ظاهر شوید اما در عین حال اموری نیز وجود دارند که شما نیاز به تمرین و ممارست بیشتری در آنها دارید. تمام این نقاط ضعف و قوت در کنار هم جمع می شوند و شما را می سازند. پذیرش سبب می شود که افراد خودشان باشند و بی قید و شرط به هم عشق بورزند، همانطور که خداوند به بنده هایش عشق می ورزد. اگر فرد احساس کند که پذیرفته نمی شود و از عزت نفس پایینی برخوردار باشد، آنوقت پذیرش خود را برای دیگران نیز سخت می کند و هیچ کس نمی تواند او را واقعاً از صمیم قلب دوست بدارد. در اینجا به اهمیت مشاوره های قبل از ازدواج پی می بریم. زمانیکه ما دانه ای را می کاریم، بالای سر آن نمی ایستیم و نمی گوییم: "زود باش، زود باش، رشد کن، تو سریع رشد نمی کنی، خیلی کندی!" مانند گیاهان انسان ها نیز برای رشد و تعالی، نیازمند زمان هستند و برای این امر نیازمند مراقبت، اهمیت و عشق هستند، درست مانند یک گیاه که نیاز به آب و نور خورشید دارد. هر چقدر خودتان را بهتر بشناسید، آنوقت خیلی راحت تر می توانید شریک زندگیتان را بشناسید. هیچ وقت تلاش نکنید که طرف مقابل را عوض کنید.
11- نسبت به انجام هر گونه آزار و اذیتی هشیار باشید. آیا شریکتان تا کنون سعی کرده با بی حرمتی، توهین و حقارت حرف خودش را به کرسی بنشاند؟ آیا شما را با برخوردهای فیزیکی تهدید کرده؟ آیا احساس می کنید تهدید می شوید؟ آیا تا کنون مورد اصابت قرار گرفته اید؟ شما را هل داده؟ اشیاء را پرتاب می کند؟ هر زمان به هر دلیلی سیلی میزند؟ هیچ یک از رفتارهای ذکر شده قابل قبول نیستند. کسی حق ندارد شما را مورد اصابت قرار دهد و تقصیر شما هم نسیت که مورد آزار و اذیت قرار گرفته اید. آیا همسرتان قصد دارد تا شما را از دوستان و کسانیکه دوستشان می دارید، دور کند؟ با مشاهده هر یک از این موارد باید یا رابطه را تمام کنید و یا به آنها بگویید تا زمانیکه به روانپزشک مراجعه نکنند، قادر به ادامه رابطه نخواهید بود. خودتان را گول نزنید، هر رفتار بد قبل از ازدواج، پس از ازدواج چند برابر بدتر خواهد شد. همه روزه افراد بسیار زیادی قربانی خشونت کسانی می شوند که آنها را می شناسند. لطفاً این مسئله را جدی بگیرید.
12- زمانی را نیز به عبادت دو نفری اختصاص دهید. ارزش این کار آن است که وقتی یک زندگی روحانی را پایه ریزی می کنید، در مسیری قرار می گیرید که خداوند در تمام مراحل زندگی حامی و پشتیبانتان خواهد بود. در یک ازدواج روحانی 3 طرف وجود دارد: شما، خدا، همسرتان. در زمان بروز مشکلات پیروی از رهنمون های الهی می تواند بزرگترین کمک را به شما کند.
13- نکته اضافی: افراد مجردی که بچه دارند؛
زمانی که پای بچه ها به میان می آید، لطفاً از آنها سؤال کنید که احساسات خودشان را با شما در میان بگذارند. اگر احساسات منفی داشتند، روی این مسئله دقیقتر بشوید و به دنبال علت ها بگردید. من به شدت توصیه می کنم که تمام افرادیکه در ازدواج دخیل هستند تحت مشاره قرار بگیرند. باید برنامه هایی پیرامون تسهیل ارتباط میان همه افراد طراحی و تنظیم شود. اگر هر دو طرف بچه داشته باشند همه باید در مشاوره های خانوادگی پیش از ازدواج شرکت کنند. کتاب پیشنهادی "قبل از ازدواج مجدد"
14- نکته اضافی: ازدواج با کسی که بچه دارد؛
از خود این سؤالات را بپرسید: آیا من با احساسات کودکان می توانم هماهنگ شوم؟ آیا می توانم به حرف های آنها گوش دهم؟ ایا آنقدر انعطاف پذیری دارم که بتوانم با آنها سازش کنم؟ آیا می توانم کلاس ها، کتب و مشاوره های لازم در این زمینه را پشت سر بگذارم؟ و برای آقایون: آیا می توانم مردانگی خود را وقف کنم و نکات منفی بچه ها را تحمل نمایم؟ آیا تصور می کنید که همسرتان بتواند از پس بچه ها بربیاید؟
15- تست های پزشکی
پیش از ازدواج توصیه می شود آزمایشات زیر را انجام دهید:
تست HIV، هپاتیت C، هپاتیت B و آزمایش خون

نویسنده : stormboy ; ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٤
comment نظرات () لینک


+ ازدواج=ریسک(اگر)؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

درست همانطور که نشانه هایی برای آماده بودن شخص برای ازدواج وجود دارند، نشانه هایی هم هستند که میگویند: زمان ازدواج نرسیده است. بسیاری از افراد میتوانند با نگاهی به گذشته بگویند که چرا در آن زمان آماده ازدواج نبوده اند و اینکه این آماده نبودن چگونه به جدایی آنها منجر شده است.

بررسی انگیزه های ازدواج، قبل از آغاز زندگی مشترک کمک میکند تا اشتباه نکنید. در اینجا به چند انگیزه نادرست برای ازدواج اشاره شده است و پرهیز از ازدواجی که به دنبال چنین عواملی صورت بگیرد، شاید کار عاقلانه ای باشد. در هر مورد به راه حلهایی نیز اشاره کرده ایم که شاید راه گشا باشند.

اگر به هر حال راضی به ازدواج در این شرایط هستید، لااقل میدانید که به چه ریسکی دست زده اید و با چشم بازتری وارد زندگی مشترک خواهید شد.

 

a ) برای فرار از یک خانواده فقیر، آشفته یا شوربخت. به جای ازدواج به تحصیل در جایی دور از خانه و یا کار کردن در شهر دیگر بپردازید. بر روی ساختن یک شخصیت مستقل و با روانی سالم متمرکز شوید تا بتوانید یک زندگی سالم و سعادتمند داشته باشید. هرچه خانواده شما ناهنجارتر باشد، شما به کوشش بیشتری نیاز دارید تا اشتباه والدین خود را تکرار نکنید.

 

b ) هنگامی که بسیار جوان و ناپخته هستید. از دوران نوجوانی خود لذت ببرید و تا زمانی که به بلوغ فکری لازم نرسیده اید و سنتان بالاتر نرفته است، به ازدواج نیندیشید.

 

c ) هنگامی که در معاشرت با جنس مخالف بی تجربه هستید. معاشرتهای ساده و دوستانه با جنس مخالف به شما کمک میکند تا تیپهای مختلفی از افراد را بشناسید و به نیازها و خواسته های خود از شریک زندگی بیشتر پی ببرید و افراد سازگار با خود را از افراد ناسالم و ناسازگار تشخیص دهید.

 

d ) هنگامی که تازه فارغ التحصیل شده اید، هرگز خودکفا نبوده ایدو به عنوان یک آدم مجرد روی پای خود نایستاده اید، هیچ شغل یا درآمد مشخصی ندارید، از تنها ماندن میترسید و دوستانتان دارند به سراغ زندگی خود میروند. به جای اینکار، تحصیلات و تخصص خود را کامل کنید. حرفه ای را انتخاب کنید که قابلیتهای متعددی داشته و بتواند شما و خانواده تان را برای همه عمر حمایت کند. به عنوان یک فرد مجرد (حتا در خانه والدین) بیاموزید که مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرید، صورت حسابها را پرداخت کنید، پس انداز کنید و زندگی متعادلی داشته باشید. بیاموزید که بدون احساس بی کسی، تنها بمانید و در عالم تجرد شاد باشید.

 

e ) اگر قصد دارید حسادت کسی را برانگیزید. خود را درگیر چنین ازدواجی نکنید! به جای آن به مطالعه کتابهای روانشناسی و یا مشورت با روانکاو بپردازید و تا از نظر احساسی به بلوغ برسید. تا زمانی که به بلوغ فکری نرسیده اید با هیچ کس ازدواج نکنید. شما باید رفتارهای بزرگسالان را فرا بگیرید و بتوانید با مهارت از صدمه دیدن خود جلوگیری کنید.از طریق مشاوره یا شرکت در کلاسهای مربوطه، بیاموزید که به جای رفتارهای شدید و خصمانه، مشکلات را به طور دوستانه و با گفتگو حل کنید.
f ) ازدواج برای به دست آوردن عزت نفس. با مشاوره و مطالعه روانشناسی، با افکار مثبت، عزت نفس خود را افزایش دهید. تا زمانی که از خودتان مطمئن نشده و با خود روراست و راحت نیستید، ازدواج نکنید. در آن زمان هم کسی را انتخاب کنید که با شما سازگار باشد و شما از روی کمبود عاطفی به دنبالش نرفته باشید.
g ) چون همه ازدواج کرده اند...با مطالعه و مشاوره به بلوغ بیشتری دست یابید و تا زمانی که شخص مناسب و مورد علاقه خود را پیدا نکرده اید ازدواج نکنید.

 

h ) ازدواج با کسی که با او آشنا هستید و با وجودی که رابطه شما خسته کننده و فاقد جذابیت است، به دلیل بالا رفتن سن و یا اینکه تصور میکنید شخص مناسبتری پیدا نمیکنید، به زندگی مشترک فکر میکنید. با یک فرد آگاه و دنیا دیده و یا یک روان کاو مشورت کنید و ماجرای خودتان را برایش تعریف کنید تا بدانید واقعا تا چه حد با این شخص سازگار هستید. تا زمانی که کاملا از توافق بینابین و امکان ایجاد یک ازدواج موفق مطمئن نشده اید، ازدواج نکنید. اگر شخصی که در زندگی شما وجود دارد چندان با شما سازگاری ندارد، وقت هیچ کدامتان را تلف نکنید و به دنبال شخصی مناسب باشید.

 

i ) اگر زمان کافی با یکدیگر نگذرانده اید و نمیدانید که با هم توافق دارید یا خیر. اگر شخص مورد نظر، زمان کافی برای پرداختن به این رابطه ندارد و آنرا در اولویتهای خود قرار نمیدهد، موضوع را با او درمیان بگذارید و ببینید که میتوانید به یک توافق دو جانبه برسید یا خیر. اگر به تازگی با شخصی آشنا شده اید، مدتی به خودتان زمان بدهید تا یکدیگر را بشناسید. اگر این شخص از شما دور است و شما بیشتر از نامه، تلفن و ای• میل استفاده میکنید، تا زمانی که یکدیگر را از نزدیک نشناخته اید و این رابطه محکم نشده است، تن به ازدواج ندهید.

 

j ) هنگامی که مدت زیادی از جدایی یا بیوه شدن یکی یا هردو شما نگذشته است. به جای عجله در ازدواج، بیشتر با یکدیگر معاشرت کنید و درک کنید که به خاطر شرایط خاص احساسی خودتان یا طرف مقابل، این آشنایی ممکن است در هر لحظه به پایان برسد. زیرا هنگامی که رنج جدایی از شریک قبلی التیام یافت، هر یک از شما ممکن است متوجه ناهماهنگیها و ناسازگاریهایی شوید که دیگر تمایلی به ادامه رابطه نداشته باشید.

 

k ) اگر یک نفر یا هردو شما از مشکلات حاد روانی یا شخصیتی رنج میبرید. با یک روانشناس به درمان خود بپردازید و اگر طرف مقابل شما مشکل دارد، با او نزد مشاور خانواده یا روان کاو بروید و بر قضاوت این افراد مبنی بر امکان پذیر بودن رابطه، اعتماد کنید. اگر شخص مورد نظر شما اعتیاد دارد، انگیزه ای برای درمان شدن ندارد یا سوءاستفاده گر است، به کمک روانکاو یا مشاور به سرعت به رابطه خاتمه دهید.

 

l ) اگر یک یا هردو شما به رفتارهای خشن تمایل دارید یا دارای سابقه خشونت جسمی، جنسی یا کودک آزاری هستید. اگر این سابقه و تمایل در خود شما وجود دارد، به سرعت به دنبال درمان خود باشید و در باره این تمایلات خود برای او بگویید تا درمان شما را در اولویت قرار دهد.

 

m ) اگر این شما هستید که قربانی خشونت شده اید هم باید برای کمک به خود با یک روانپزشک مشورت کنید و تا زمانی که بتوانید از سلطه شریک خشونت طلب خود آزاد شوید، تحت درمان و احتمالا مراقبت مراجع قانونی باقی بمانید.

منبع : www.tabadolnazar.com

نویسنده : stormboy ; ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٤
comment نظرات () لینک


+ چند نکته شیرین در مورد ازدواج

ازدواج کردن وازدواج نکردن ، هر دو موجب پشیمانی است. (سقراط)
با ازدواج مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش.(سینکالویس)
اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، 2 نفر را بد بخت کرده است.(حجازی)
پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را ببندید.(فرانکلین)

ازدواج همیشه به عشق پایان داده است.(ناپلئون)
با زنی ازدواج کنید که اگر "مرد" بود بهترین دوست شما می شد. (پرل باک)

نویسنده : stormboy ; ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٤
comment نظرات () لینک


+ چه کسی را برای ازدواج انتخاب کنم؟

نویسنده: مارگات پل

مترجم
: کیانوش نجمی‌نژاد

افرادی که قصد ازدواج دارند، برای این کار خود معمولاً یکی از دلایل زیر را می‌آورند:
1- هدف از ازدواج را بدست آوردن عشق و محبت، ارزشمندی و احساس امنیت و آرامش می‌دانند.
2- هدف از ازدواج را عشق ورزیدن متقابل و رشد عاطفی و معنوی می‌دانند.
افرادی که احساس تنهایی و ناامنی می‌کنند، احتمالاً به دنبال فردی هستند که خلاء درونی آنها را پر کند و عشق و محبتی را که در جستجویش هستند، به آنها عرضه کند. چنین افرادی، کسانی را می‌خواهند که بتوانند صنعت‌های آنها را برطرف کرده و احساس ارزشمندی و شایستگی را در درون آنها، به وجود آورند. اما مشکل اینجاست که هیچ کس نمی‌تواند، برای دیگری چنین کاری انجام دهد بلکه باید خودمان، برای خود کاری انجام دهیم. همیشه ما مجذوب افرادی می‌شویم که از لحاظ ضعف‌ها، مشکلات، نقاط ضعف، سلامت و... هم سطح ما باشند و ویژگی‌های مشترکی با ما داشته باشند، بنابراین فردی که به دنبال بدست آوردن عشق و محبت از دیگری است جذب فردی می‌شود که او نیز در پی بدست آوردن عشق و محبت است. هر دو طرف امیدوارند که طرف مقابل بتواند فلاء ها و نیازهای وی را برطرف سازد، اما از این امر غافلند که هردو احساس خلاء و نیاز می‌کنند و واقعاً چیزی برای ارائه به یکدیگر ندارند. در نتیجه اگر هدف از ازدواج به گرفتن عشق و محبت باشد و نه یک عشق دو طرفه (یعنی هم دادن و هم گرفتن) هیچ یک از دو طرف رابطه، مناسب و شایستة یکدیگر نیستند. هیچ فکر کرده‌اید که چرا به جای اینکه بپرسیم «فرد مناسب و شایسته برای من چه کسی است؟» نمی‌پرسیم «آیا من فرد شایسته و مناسبی هستم» و یا نمی‌پرسیم که «آیا من فردی هستم که ازدواج را برای یک عشق دو طرفه می‌خواهم یا اینکه فردی ناتوان و نیازمندم که می‌خواهم از طریق ازدواج عشق و محبت و ارزشمندی کسب کنم؟».
علت اصلی متلاشی شدن روابط بین دو نفر، یأس و ناامیدی نسبت به برآورده شدن انتظارات از طرف مقابل است. اما باید دانست که تا زمانی افراد نتوانند خود را دوست بدارند، به خود احترام بگذارند و احساس امنیت و آرامش درونی را برای خود به وجود آورند، قطعاً نمی‌توانند چنین کاری را برای فرد دیگر انجام دهند و چنین انتظاری را برای وی برآورده سازند.
زمانی که هدف شما از برقراری ارتباط، عشق ورزیدن متقابل و درس گرفتن از زندگی باشد، پیدا کردن شخص مناسب و شاید بسیار آسان و راحت خواهد بود.
افرادی که می‌خواهند درمورد خودشان چیزهای بیشتری یاد بگیرند، از لحاظ عاطفی و معنوی رشد کنند و خود مستقل برآورده ساختن نیازهای امنیت، آرامش، ارزشمندی و محبوبیت خود باشند، هرگز مجذوب افراد بسته، سلطه‌گر و نیازمند دریافت عشق از سوی دیگران، نخواهند شد. توجه داشته باشید که پیدا کردن فرد مناسب و شایسته یک شبه صورت نمی‌گیرد بلکه ماهها وقت لازم است تا بفهمید که آیا فرد حامی مناسب شما است یا نه. زمانی واقعاً به کیستی و ماهیت شخص مقابل پی می‌برید که با او دچار تعارض و تضاد شوید و ببینید که این فرد در تعارض ها چه عملی انجام می دهد. برخی از افراد در ظاهر خود را باز و دوست داشتنی جلوه می دهند اما همین که تعارضی پیش می‌آید، عصبانی می‌شوند کناره گیری می‌کنند و به مخالفت و مقاومت می‌پردازند. این افراد به جای اینکه تعارض موجود را بررسی کرده و از آن در مورد خود و طرف مقابل درس بگیرند، به نحوی سعی می‌کنند تا سر و ته قضیه را به هم آورند. پس باید در مورد هر فردی که می‌خواهید با او رابطه برقرار کنید باید ببینید که این فرد چگونه با تعارضات کنار می‌آید و چه مدت طول می‌کشد تا در صورت روی دادن تعارض آن را حل نماید.
هیچکدام از ما فردی کامل و بی عیب نیستیم و می‌توانیم در رابطه با فردی دیگر تعارض هایی را به وجود آوریم. پس باید به این نکته بسیار مهم توجه کرد که در ارتباط با شخص دیگر، وی تمایل دارد که تعارض ها را مورد بررسی قرار دهد تا اینکه با کنترل رفتار خود بخواهد به نحوی جلوی تعارض ها را بگیرد. آنچه مسلم است این است که تعارض ها در همة روابط روی می‌دهند، بنابراین اگر دو طرف رابطه نخواهند از تعارض به وجود آمده در جهت شناخت خود و دیگری استفاده کنند, این تعارض به صورت حل نشده باقی خواهد ماند و در نهایت منجر به از هم پاشی رابطه خواهد شد.
اگر می‌خواهید چیزهای بیشتری در مورد خود فراگیرید و ارتباط را وسیله ای برای محبت و عشق دو طرفه می‌دانید؛ باید در انتخاب فرد مناسب سه نکتة اصلی و بسیار مهم را مدنظر داشته باشید:
1 – فردی که می‌خواهید با او رابطه داشته باشید باید حداقل مقداری جذابیت برای شما داشته باشد. اگر در حلال شش ماه اول ارتباط با کسی، نتوانستید او را از لحاظ فیزیکی خراب ببینید، شانسی برای پیدا شدن جذابیت در آینده وجود نخواهد داشت.
2 – هر دو طرف باید در زمینة دلسوزی، همدلی و توجه به یکدیگر توانا باشند و در رابطة‌ خود با دیگر بیشتر نقش دهنده را داشته باشند تا گیرنده. اگر فرد مورد نظر شما، فقط به خواسته های خود توجه کند و به خواسته‌های شما توجه ای نکند، نمی‌تواند فردی مناسب برای شما باشد. شما نیز چنانچه احساس می‌کنید که فقط به خواسته‌های خود توجه می‌کنید و خواسته های طرف مقابل را درنظر نمی‌گیرید، هنوز آمادگی هنوز برای ازدواج را ندارید.
3 – دو طرف، نباید تعارض ها را به عنوان فرصتی برای برنده شدن و حق به جانب بودن، بدانند، بلکه باید سعی کنند از تعارض های به وجود آمده درس بگیرند و از طریق آنها یکدیگر را بهتر بشناسند.
هرچند عناصر دیگری از قبیل علائق و ارزش های مشترک نیز بسیار حائز اهمیت هستند، اما تا زمانی که سه مورد مذکور در رابطه‌ای وجود نداشته باشد، وجود موارد دیگر نمی‌تواند ضامن مناسبی برای بقاء و پایداری ارتباط باشد.

نویسنده : stormboy ; ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٤
comment نظرات () لینک


+ چگونه پیشنهاد ازدواج بدهیم ؟

پیشنهاد ازدواج دادن بی شک یکی از مهمترین و بزرگترین گامهایی میباشد که تا به حال برداشته اید یا اینکه در آینده خواهید برداشت. شما خواهان آن هـستـید که در آن لحظه همه چیز عالی و بـه بـهتـریـن نحو پیش رود و از همه مهمتر که میخواهید پاسخ وی (شخص مورد علاقه تان) مثبت بـاشـد! شما که در صدد یک پیشنهاد ازدواج موفق هستید بد نیست ایـن نکـات را هــنگام انجام این تصمیم مد نظر قرار دهید تا شانس موفقیت شما افزایش یابد :

1- مطمئن گردید که فرد مناسبی را برگزیده اید: واضح است نه! امــا حـقـیقت امر آن است که ازدواج چیزی نیست که بخواهید بـخاطـر انــگیــزه هــای آنــی وارد آن گردید. ممکن است شما دیوانه وار همدیگر را دوست داشته باشید اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زیاد دوام نخواهد آورد و یا آنکه ارزشهای شما با ارزشهای همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردی که میخواهید با وی ازدواج کنید تردید دارید، بهتر است بیشتر درباره آن بیاندیشید.

2- مطمئن شوید هر دوی شما آمادگی دارید: پیـش از آنـکه پیـشنهاد ازدواج دهید درباره آن که در زندگی بدنبال چه اهدافی میباشید، حتــی اهداف 50 سال آینده خود با یکدیگر صحبت کنید. هر چه بیشتر بــا یـکدیگر در مــورد آن چـه بــرای شـما حائز اهمیت میباشد گفتگو کنید بیشتر متوجه آن میگردید که آیا با یکدیگر تفاهم و سازگــاری داریـد یــا خیر. همچنین باید از لحاظ مالی آمادگی داشته باشید. اگر شما قادر نیستــیـد کــه مخارج خود را تامین کنید، بهتر است نامزدی خود را به تعویق بیاندازید.

3- از پدر و مادر وی اجازه بگیریـد: شـما ابـتـدا باید بدانید که آیا اگر پـیش از ازدواج با پدر و مادر وی مشورت کرده و اجازه بخواهید، آنها را خوشنود میسازد یا خیر. ایـن نـکته شـایـد عـجیـب بـــنظر آید اما شما که نمی خـواهید پـدر زن و مادر همسر آیـنـده خود را برنجانید؟ این عمل برای آنکه دلشان را بدست بیاورید بسیار موثر خواهد بود.

4- بطریقی پیشنهاد بدهید که خوشایند وی باشد: به پیـشنهاد ازدواج هـمچون یک هدیه به بانوی زندگی خود بنگرید. آن را بـطریقـی طـرح ریزی کنید که باب میل و سلیقه وی بوده و مطابق با شخصیتش باشد. آیا وی رومـانتـیـک اسـت و یـا اهـل تـفریح و شوخ طبعی؟ آیا میل دارد بطور محرمانه از وی خواستـگـاری کنـیـد و یا روی دیــوار درخـواست خود را بنویسید؟

5- در باره هدیه دادن به وی تصمیم بگیرید: بـرای دختـرهـا و زنـان هیچ چیز مبهوت کننده تر از یک هدیه غیر منتظره و غافلگیر کننده حلقه برلیان نمی بـاشد. امـا اگـر تـوان مالی شما اجازه این کار را به شما نمیدهد، برای یک حلقه مناسب بودجه شما کفایت میکند. اما حتما پیش از آنکه حلقه را خریداری کنید از نوع سلیـقه وی اطلاع یابـید. ایـن کار را میتوانید با سوال کردن از دوستان و یا خانواده وی و یـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتی که وی استفاده می کند انجام دهید. اما بسیاری از دختران تـمایـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال باید به خواسته های وی احترام بگذارید.

6- مطمئن گردید پاسخ وی مثبت میباشد: هنگامیکه پیشنهاد ازدواج میدهید، بـاید مطمئن باشید که پاسخ وی "بله" خواهد بود. شما میباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه کافی صحبت کرده و کــامـــلا از آن چه طرف مقابل از یک شریک زندگی بلند مدت انتظار دارد، آگاهی یافته باشید. درست است که میخواهید پیشنهاد ازدواج شــما برای او سورپریز باشد اما نباید بی مقدمه دست به این کار بزنید.

 افراد زیادی را از قصد و تصمیم خود آگاه نسازید: شـما مـمکن اسـت وسوسه شوید که قصد خود را با دوستان و خانواده خود در میان بگذارید. امـا عـاقلانه تر آن است که این خبر را تنها با یکی دو تا ازدوستان و یا نزدیکان صمیـمــی خود در میان گذاشته و به آنها اطمینان داشته باشید که رازدار و محرم اسرار شما میباشند.

8-
پیشنهاد خود را از حفظ نکنید: صرفنـظر از آنـکه کـجـا و چــگـونــه پــیشنهاد ازدواج می دهــید، باید آن با نهایت صداقت و ابراز عشق حقیقی شما نسبـت بـه وی هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهایی که میخواهید به او بـزنــید یادداشت بردارید اما دقیقا آنها را از بر نکنید. در آن لحظه به وی بگویید که چرا وی یـک فرد استـثـنایی بـوده و چـرا شما خواهان آن میباشید که باقی عمر خود را با وی سپری کنید. بـایـد جملات شما از دلتان برآید او میخواهد با یک مرد ازدواج کند و نه یک ربات!

9- مکان و زمان مناسب را بیابید: مکانی کـه پیـشـنهاد ازدواج مـی دهـید می تواند: رسـتوران، پارک، سینما و یا لب دریا باشد. اما بهتر است مکانی انتخاب گردد کــه بــرای هر دوی شما خاطره انگیز بوده و شما را به یاد خاطرات گذشته بیندازد. فـاکتور زمان نیز بسیار مهم می بـاشــد اگر وی شرایط سختی را سپری می کند، اگر خسته و یا گرفتار دغدغه های شخصی و شغلی خود میباشد و یا آنکه از دست کسی عصبـانـی اسـت، زمان مناسبی برای این کار نمیباشد.

10- او را دستپاچه نکنید: شما ممکن است بخواهیـد پیـشنـهاد خود را برای جهانیان فریاد بزنید و یا حداقل برای همسایگان مجاور خود! امـا مـراقب باشیـد اشـتـیاق بـی حد شما کار دستتان ندهد. اگر وی شخص درونگرا بوده و از آن که مـرکز تـوجـه دیـگـران واقع گردید بیزار میباشد، بهتر است این کار را بطور خصوصی با وی در میان بگذارید.

11- انتظار همه نوع پیشامدی را داشته باشید: صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ریزی ها، امکان دارد امور دقیقا آن طوری که شما و یا وی تصور میکردید پیـش نرود. خود را برای واکنشهای احتمالی آماده کنید. او مـمکن است دستپـاچـه شـده و یا هیجان زده گـردد و یـا آن که کاملا آرام و بی تفاوت باقی بماند. وی ممکن است بگوید: "بله"، "خیـر" و یــا "شاید". شمـا مـمکن است تصور کنید وی را کاملا می شناسید امـا از پـیـش داوری و آنکه پاسخ وی چگونه خواهد بود پرهیز کنید چون ممکن است مایوس گردید.

12- اگر پاسخ وی منفی بود مایوس نشوید: هـمـواره احـتـمال آن کـه وی "نه"بگوید وجود دارد. اما دلسرد نشوید با او صحبت کنید و علت عــدم آمـادگـی وی را جـویا گردید. وی ممکن است تـنـها بـه زمـان بـیشتـری نـیـاز داشتـه بـاشـد و یا آن کـه اصلا وی دختر مناسبی برای شما نباشد. اگر این طور باشد بهتر است همین حالا پی بـه آن بـبـرید تا آنکه پس از ازدواج.

13- خیلی زود و یا خیلی دیر پیشنهاد ندهید: زمـان معـیـنـی برای پیشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت 2 هفته از آشنایی خـود بـا وی پـیشـنــهاد ازدواج ندهید! زمان پیشنـهاد ازدواج هنـگامی اسـت کـه شـمـا بـــرای مــدتــی کافی به یکدیگر متعهد شده باشید. همچنین زیاد وقت را تلف نکنید شجاع باشید و حـرف دلتان را بزنید. اگر هم خیلی کمرو می باشید، می تـوانـید پیــشنهاد خود را در قالب نامه برای دختر مورد علاقه خود ارسال کنید

 

منبع : www.tabadolnazar.com

نویسنده : stormboy ; ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٤
comment نظرات () لینک


+ طالع بینی ازدواج ماهها با هم

پیوند زناشویی فروردین با سایر ماه ها
فروردین با فروردین : ( خوب ) سازگاری مثبت واقع بینی و آگاهی به صفات مثبت یکدیگر
فروردین با اردیبهشت: (متوسط) خودپسندی و میل به حاکمیت از ویژگی های مشترکشان می باشد
فروردین با خرداد : (بد ) پر جنب و جوش بی قرار تنوع طلب و سرکش
فروردین با تیر : ( متوسط ) برون گرا ایده آلیست امکان مشکل وجود دارد
فروردین با مرداد : (خوب ) پیوند موفقی خواهد بود چون هماهنگی وجود دارد
فروردین با شهریور : ( بد ) یکی پاک سرشت و انسان دوست دیگری جسور و جاه طلب
فروردین با مهر : ( بسیار خوب ) افرادی منصف و معتقد به تساوی حقوق زن و مرد
فروردین با آبان : ( بد ) آزادیخواه سلطه گر خواهان تنهایی و درون گرا
فروردین با آذر : ( عالی ) کم ترین اختلاف و هیاهو از مشخصات بارزشان است
فروردین با دی : (بد ) تفاهم چندانی با هم ندارند مرموز و محافظه کار می باشند
فروردین با بهمن : ( بد ) سلطه گر آرمان گرا موقعیت درک یکدیگر را ندارند
فروردین با اسفند : ( متوسط ) با مشکل مواجه است ممکن است پیوند خوبی باشد

پیوند زناشویی اردیبهشت با سایر ماه ها
اردیبهشت با فروردین : (متوسط ) ممکن است مشکل داشته
باشند قابل حل شدن است
اردیبهشت با اردیبهشت : ( متوسط ) نسبتا خودرای و لجباز هستند ممکن است مشکل پیش بیاید
اردیبهشت با خرداد : ( متوسط ) تیزهوش کنجکاو و چندان با هم سازگار نیستند
اردیبهشت با تیر : ( بسیار خوب ) خانواده دوست خونگرم پیوندی محکم و استوار
اردیبهشت با مرداد : ( بسیار خوب ) عاشق پیشه با صداقت وفادار پیوندی مملو از آرامش
اردیبهشت با شهریور : ( خوب ) جوانمرد باسخاوت مددکار و بدون مشکل
اردیبهشت با مهر : ( متوسط ) اهل اعتدال معاشرتی خونسرد و کمی حسادت
اردیبهشت با آبان : ( خوب ) آرمانگرا بلندپرواز همراه با جاذبه و اقتدار و ناسازگار
اردیبهشت با آذر : ( متوسط ) جسور بی پروا نیازمند با آزادی و بدون تفاهم
اردیبهشت با دی : ( بسیار خوب ) با ثبات راز نگه دار پیوندی مستحکم و پابرجا
اردیبهشت با بهمن : ( بد ) کنجکاو آزادیخواه و آرمانگرا و ایده متفاوت از یکدیگر
اردیبهشت با اسفند : ( خوب ) اشخاصی تودار و بسیار محتاط و توانایی سازگاری را دارند

پیوند زناشویی خرداد با سایر ماه ها
خرداد با فروردین : ( بد ) افرادی پر جنب و جوش و بی قرار ناسازگار و بدون تفاهم
خرداد با اردیبهشت : ( متوسط ) تیزهوش کنجکاو تنوع طلب چندان با هم سازگار نیستند
خرداد با خرداد : ( خوب ) مشورت پذیر با استدلال توانا در برطرف کردن مشکلات
خرداد با تیر : ( متوسط ) با روحیه تنوع طلب و بی قرار خودشان می توانند باعث ایجاد مشکلات شوند
خرداد با مرداد : ( بسیار خوب ) زوجی جذاب و اجتماعی با صفات مشترک فراوان
خرداد با شهریور : ( متوسط ) چندان ذوق و شوقی در روابطشان وجود ندارد
خرداد با مهر : ( بسیار خوب ) خونسرد با سلیقه هنر دوست و بسیار با نشاط می باشند
خرداد با آبان : ( متوسط ) برای رسیدن به خوشبختی باید یکدیگر راتحمل کنند
خرداد با آذر : ( بسیار خوب ) سرشار از ذوق و شوق برای زندگی مشترک
خرداد با دی : ( خوب ) خویشتندار سیاستمدار و از سازگاری مناسب برخوردارند
خرداد با بهمن : ( بسیار خوب ) با روحیه انسان دوستی و همیشه آماده کمک به همدیگر
خرداد با اسفند : ( بد ) خیالباف رویا پرداز مرموز عدم تفاهم با همدیگر

پیوند زناشویی تیر با سایر ماه ها
تیر با فروردین : (متوسط ) برون گرا ایده آلیست امکان مشکل وجود دارد
تیر با اردیبهشت : ( بسیار خوب ) نقطه اشتراک فراوانی با یکدیگر دارند
تیر با خرداد : ( متوسط ) یکی آرام و مهربان دیگری پرشور و با انرژی
تیر با تیر : ( خوب ) علی رغم اختلاف سلیقه پیوند خوبی می باشد
تیر با مرداد : ( خوب ) خصوصیات مشترک زیاد و ازدواجی موفق
تیر با شهریوربسیار خوب) یکی مهارت فراوان در امورمالی و دیگری حسابگر و صرفه جو و هماهنگ
تیر با مهر : ( بسیار خوب ) هر دو مهربان انسان دوست و توانمند
تیر با آبان : ( متوسط ) در مسائل مالی اختلاف نظر دارند ولی در سایر مسائل هماهنگ می باشند
تیر با آذر : (بد ) یکی اجتماعی و اهل گردش و سفر دیگری متمایل به رکن خانواده
تیر با دی : (خوب ) از نظر مالی اخلاقی و روابط هماهنگ هستند بنابراین پیوندی موفق میشود
تیر با بهمن : ( متوسط ) ازدواج میتواند شکل بگیرد اما به سعی و کوشش نیاز دارد
تیر با اسفند : ( بسیار خوب ) پیوندی بسیار خوب همراه عشق و علاقه با تفاهم کامل

پیوند زناشویی مرداد با سایر ماه ها
مرداد با فروردین : ( خوب ) پیوند موفقی خواهد بود چون هماهنگی وجود دارد
مرداد با اردیبهشت : ( بسیار خوب ) مهربان و خانواده دوست ازدواجی موفق و پایدار
مرداد با خرداد : ( بسیار خوب ) اجتماعی خونگرم همراه با سازگاری مثبت
مرداد با تیر : ( خوب ) اختلاف سلیقه زیادی با هم ندارند موقعیت همدیگر را درک می کنند
مرداد با مرداد : ( خوب ) صفات مشترک خوب باعث تقویت پیوندشان خواهد بود
مرداد با شهریور : ( متوسط ) یکی منضبط و قانونمند دیگری پرشور و زیباپسند
مرداد با مهر : ( خوب ) در پی برقراری آرامش و ملایمت همراه با منطق در زندگی هستند
مرداد با آبان : (متوسط ) یکی وفادار و قابل اعتماد دیگری عاشق ستایش دیگران
مرداد با آذر : ( متوسط ) یکی پر شور و هیجان دیگری دنبال آزادی و استقلال
مرداد با دی ( متوسط ) به دلیل داشتن حق مشترک برتری جویی شاید دچار اختلاف شوند
مرداد با بهمن : (خوب ) هر دو آرمانگرا و ایده آلیست پیوندی موفق خواهد بود
مرداد با اسفند : ( خوب )با هماهنگی بسیار مناسب در برآوردن نیازهای عاطفی یکدیگر

پیوند زناشویی شهریور با سایر ماه ها
شهریور با فروردین : (بد ) یکی پاک سرشت انسان دوست دیگری جسور و جاه طلب
شهریور با اردیبهشت : ( خوب ) صفات مشترک خوب نظیر جوانمردی و نجابت
شهریور با خرداد : (متوسط ) یکی عاطفی و عاشق پیشهدیگری با نظم و برنامه مشخص
شهریور با تیر : ( بسیار خوب ) در امور مالی هماهنگ و با صفات مشترک فراوان
شهریور با مرداد : ( متوسط ) نسبتا لجباز و خودرای شاید با مشکل مواجه شوند
شهریور با شهریور : ( بسیار خوب ) هر دو صمیمی و صادق و با محبت می باشند
شهریور با مهر : ( خوب ) مشورت پذیر با منطق و در برطرف کردن مشکلات توانا
شهریور با آبان : ( متوسط ) جسور و بی پروا . سرشار از انرژی و بلند پرواز
شهریور با آذر : ( بد ) تنوع طلب خواهان استدلال در ایجاد نظم و انضباط دچار مشکل هستند
شهریور با دی : ( خوب ) یک ازدواج خوب همراه با زندگی سرشار از محبت
شهریور با بهمن : ( متوسط ) چنین پیوندی با سعی و کوشش می تواند خوب باشد
شهریور با اسفند ( خوب ) بسیار با صبر و حوصله هستند که باعث تفاهم در زندگی می شود

پیوند زناشویی مهر با سایر ماه ها
مهر با فروردین : (بسیار خوب ) خونگرم و مهربان معتقد به تساوی حقوق زن و مرد
مهر با اردیبهشت : ( خوب ) انسان هایی هستند که تمایل زیادی به حفظ آرامش و اعتدال دارند
مهر با خرداد : (بسیار خوب ) آدم هایی حسابگر خونگرم تفاهم مناسبی با هم دارند
مهر با تیر : ( بسیار خوب ) اهل رفت و آمد و معاشرت با دیگران و بسیار شکیبا
مهر با مرداد : ( خوب ) در پی برقراری آرامش و ملایمت همراه با منطق در زندگی هستند
مهر با شهریور : ( خوب ) پیوندی موفق چون منصف عادل و با سلیقه می باشند
مهر با مهر : ( خوب ) به دلیل اشتراکات زیادی که دارند می توانند موفق باشند
مهر با آبان : ( متوسط ) اگرچه خالی از دردسر نیستند اما می توانند موفق باشند
مهر با آذر : ( بسیار خوب ) دارای خصیصه هایی مثل محبت درستکاری و مسئولیت پذیری می باشند
مهر با دی : ( متوسط ) نسبتا خودرای بلندپرواز . ممکن است با مشکل روبرو شوند
مهر با بهمن : ( بد ) پر جنب و جوش بی قرار تنوع طلب و سرکش
مهر با اسفند : (بسیار خوب ) پیوندی موفق چون از نظر عاطفی با هم سازگار و هماهنگ هستند

پیوند زناشویی آبان با سایر ماه ها
آبان با فروردین : ( بد ) آزادی خواه سلطه گر خواهان تنهایی و درون گرا
آبان با اردیبهشت : ( خوب ) آرمانگرا بلند پرواز همراه با جاذبه و اقتدار و ناسازگاری
آبان با خرداد : (متوسط ) برای رسیدن به خوشبختی باید یکدیگر را تحمل کنند
آبان با تیر : (متوسط ) در مسائل مالی اختلاف نظر دارند ولی در سایر موارد هماهنگ می باشند
آبان با مرداد : ( متوسط ) یکی وفادار و قابل اعتماد و دیگری عاشق ستایش دیگران
آبان با شهریور : ( متوسط ) جسور بی پروا سرشار از انرژی و بلند پرواز
آبان با مهر : ( متوسط ) اگرچه خالی از دردسر نیستند اما میتوانند موفق باشند
آبان با آبان : ( بد ) مستعد به خشمگین شدن و از کوره در رفتن در نتیجه پیوندی همراه با مشکلات
آبان با آذر : ( متوسط ) یکی سختگیر در مسائل دیگری سرشت پویا و جدی دارد
آبان با دی : ( بد ) هر دو دارای خصلت سلطه طلبی و سختگیرانه می باشند
آبان با بهمن : ( بد ) یکی با احساس و عاطفه دیگری سلطه جو و خواهان کسب برتری
آبان با اسفند : (بد ) یکی آرمان گرا و عاشق پیشه و دیگری با اعتماد به نفس کافی

پیوند زناشویی آذر با سایر ماه ها
آذر با فروردین : (عالی ) کم ترین اختلاف و هیاهو از مشخصات بارزشان است
آذر با اردیبهشت : (متوسط ) جسور بی پروا نیازمند به آزادی و بدون تفاهم
آذر با خرداد: ( بسیار خوب ) سرشار از ذوق و شوق برای زندگی مشترک
آذر با تیر: ( بد ) یکی اجتماعی و اهل گردش و سفر دیگری متمایل به رکن خانواده
آذر با مرداد : (متوسط ) یکی پر شور و هیجان دیگری دنبال آزادی و استقلال
آذر با شهریور: (بد ) تنوع طلب خواهان استقلال در ایجاد نظم و انضباط دچار مشکل هستند
آذر با مهر : ( بسیار خوب ) دارای خصیصه هایی مثل محبت درستکاری و مسئولیت پذیر می باشد
آذر با آبان : ( متوسط ) یکی سختگیر در مسائل دیگری سرشت پویا و جدی دارد
آذر با آذر: ( بسیار خوب ) پیوندی بسیار مطلوب توام با سعادت و خوشبختی
آذر با دی : ( متوسط ) خصوصیاتی نسبتا متفاوت دارند باید خویشتن دار باشند
آذر با بهمن : ( بسیار خوب ) از موفق ترین پیوند های زناشویی خواهد بود چون مثبت گرا هستند
آذر با اسفند : ( متوسط ) یکی با صراحت لهجه و سخنان کنایه آمیز و دیگری بسیار عاطفی می باشد

پیوند زناشویی دی با سایر ماه ها
دی با فروردین : (بد ) تفاهم چندانی با هم ندارند. مرموز و محافظه کار می باشند
دی با اردیبهشت : ( بسیار خوب) با ثبات راز نگه دار پیوندی مستحکم و پابرجا
دی با خرداد : ( خوب ) خویشتندار سیاستمدار و از سازگاری مناسب برخوردارند
دی با تیر : (خوب ) از نظر مالی و اخلاقی و روابط هماهنگ هستند
دی با مرداد : (متوسط ) به دلیل داشتن حس مشترک برتری جویی شاید دچار اختلاف شوند
دی با شهریور : ( خوب ) یک ازدواج خوب همراه با زندگی سرشار از محبت
دی با مهر : ( متوسط ) نسبتا خودرای و بلند پرواز ممکن است با مشکل روبرو باشند
دی با آبان : ( بد ) هردو دارای خصلت سلطه طلبی و سختگیرانه می باشند
دی با آذر : ( متوسط ) خصوصیاتی نسبتا متفاوت دارند باید خویشتندار باشند
دی با دی : (متوسط ) خصوصیات مشترک باعث شادابی یا یکنواختی زندگی مشترک آنها می شود
دی با بهمن : ( متوسط ) یکی محتاط و محافظه کار دیگری سختگیر و جدی
دی با اسفند : ( متوسط ) یکی اهل حساب و کتاب دیگری احساساتی و عاشق پیشه

پیوند زناشویی بهمن با سایر ماه ها
بهمن با فروردین : ( بد ) سلطه گر آرمان گرا موقعیت درک یکدیگر را ندارند
بهمن با اردیبهشت : ( بد ) کنجکاو آزادی خواه و آرمان گرا و ایده متفاوت از یکدیگر
بهمن با خرداد : ( بسیار خوب ) با روحیه انسان دوستی و همیشه آماده کمک به همدیگر
بهمن با تیر : ( متوسط ) ازدواج می تواند شکل بگیرد اما به سعی و کوشش نیاز دارد
بهمن با مرداد : ( خوب ) هردو آرمان گرا و ایده آلیست پیوندی موفق خواهد بود
بهمن با شهریور : ( متوسط ) چنین پیوندی با سعی و کوشش می تواند خوب باشد
بهمن با مهر : ( بد ) پر جنب و جوش بیقرار تنوع طلب و سرکش
بهمن با آبان : ( بد ) یکی با احساس و عاطفه دیگری سلطه جو و خواهان کسب برتری
بهمن با آذر : ( بسیار خوب ) از موفق ترین پیوند های زناشویی خواهد بود چون مثبت گرا هستند
بهمن با دی : (متوسط ) یکی محتاط و محافظه کار دیگری سختگیر و جدی
بهمن با بهمن : ( خوب ) پیوندی بسیار موفق توانا در امور مختلف
بهمن با اسفند : (خوب) یکی روشنفکر و اهل منطق و دیگری با احساس و عاطفه و مکمل همدیگر

پیوند زناشویی اسفند با سایر ماه ها
اسفند با فروردین : ( متوسط ) با مشکل مواجه است ممکن است پیوند خوبی باشد
اسفند با اردیبهشت : ( خوب ) اشخاصی تو دار و بسیار محتاط و توانایی سازگاری را دارند
اسفند با خرداد : (بد ) خیال باف و رویاپرداز مرموز و عدم تفاهم با همدیگر
اسفند با تیر : ( بسیار خوب ) پیوندی بسیار خوب همراه عشق و علاقه و با تفاهم کامل
اسفند با مرداد : (خوب ) هماهنگی بسیار مناسب در برآوردن نیازهای عاطفی یکدیگر
اسفند با شهریور : ( خوب ) بسیار با صبر و حوصله هستند که باعث تفاهم در زندگی میشوند
اسفند با مهر : ( بسیار خوب ) پیوندی موفق چون از نظر عاطفی با هم سازگار و هماهنگ هستند
اسفند با آبان : ( بد ) یکی آرمان گرا و عاشق پیشه دیگری با اعتماد به نفس کافی
اسفند با آذر : ( متوسط) یکی با صراحت لهجه و سخنان کنایه آمیز و دیگری بسیار عاطفی میباشد
اسفند با دی : ( متوسط ) یکی اهل حساب و کتاب دیگری احساساتی و عاشق پیشه
اسفند با بهمن : ( خوب ) یکی روشن فکر و اهل منطق دیگری با احساس و عاطفه و مکمل همدیگر
اسفند با اسفند : ( بد ) به خاطر زودرنجی و حساس بودن ممکن است مشکلاتی پیش بیاید

نویسنده : stormboy ; ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٤
comment نظرات () لینک


+ 12+9انگیزه غلط برای ازدواج

بـرخی اوقات افراد گوناگون به دلایل عجیب و غریبی ازدواج
میکنند. گاهی نـیز دلایل خوب و موجهی برای انتخاب فرد
بخصوصی در سر دارند. آیا شما تحت فشار هسـتـیـد کـه
هرچه زودتر ازدواج کنید؟ آیا در این مرحله از رابطه تان باید
ازدواج کنید؟ بهتر است که خوتان را ارزان نفروشید. به این
دلایل بد برای ازدواج نگاهی بیاندازید:

1- ازدواج کردن فقط برای پول
فــرض میکنیم فردی که شما شیفته و عاشقش شده اید
شـخـص ثـروتـمـندی بـاشـد کـه خـوش بـه سعادتان. البته
عـاقـلانـه هم نیست که با فردی که کاملا بی پول اسـت و
هـیچ قــصدی هم ندارد که در آیـنـده در تامین هزینه های زندگی سهمی داشته باشد، ازدواج کرد. مـگر آن کـه حـاضـر باشید 18 ساعت از روز را با کمال رضایت کار کنید تا قادر باشـید مخارج سنگین زندگی را تـامین کنید. اما ازدواج کردن با فردی تنها به خاطر پول، صـرفـنـظـر از احـسـاس شـمـا نسبت به آن فرد، تقریبا همواره اشتباه میباشد.

2- ازدواج اجباری
50 سـال پـیـش شـمـا چـاره ای جـز ازدواج در ایـن شـرایط نـداشـتـید ( با فردی که رابطه جنسی داشته اید و منجر به بارداری شما گردیده) اما امروزه خیر. مگر آنکه حـقــیقتا به فرد مورد نظر علاقمند باشید و حاظر باشید تا 40 سال با وی زیر یک سقف زندگی کنید. تحت فشار تصمیمی نگیرید که یک عمر پشیمانی و اندوه برایتان به بار بیاورد. اگــر مردد و دو دل می بـاشید صبر کنید تا کودک بدنیا بیاید سپس یک تصمیم عاقلانه و هوشیارانه اتخاذ کنید.

3- ازدواچ به خاطر ترک و فرار از خانه والدین
وقـتـی وضـعیت در خانه شوم و اندوه بار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب می شـود. و تعجبی ندارد که بسیاری از افراد این راه گریز را انتخاب میکـنـند. اما معمولا این مسیری است که شما را از چاله در آورده و درون چاه مـی انـدازد. دوام آوردن در خـانه پـدر و مادر یکی دو سال طولانیتر، کمتر رنج آورتر میباشد تا آنکه با نخستین پیشنـهاد ازدواجی که از سوی فردی به شما داده شد ،آن را پذیرفته و تن به ازدواج دهید زیرا آن وقـت مـمـکـن است آن فرد تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.

4- والدین شما به آن فرد علاقه دارند
البـتـه جـای تـعــجب دارد که والـدین شـمــا واقعا همسر آینده شما را دوست بدارند! اما دوست داشتن ایـن فـرد از سـوی آنها دلـیل کافی برای مد نظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نمی بـاشد. سالهای آینده زمانی که آنها درگذشتـند و از میان شما رفتند شما کماکان باید اسیر فرد رویاهای آنان باشید. فردی که شاید مرد و یا زن رویاهای شما نباشد.

5- عادت به رابطه دراز مدت
هنگامی کـه دو فرد بـرای مـدتـی بــا یـکـدیگر ارتباط داشته و سـپـس تـصـمـیـم ازدواج با یکدیگر را می گیرند، اشکالی نـدارد. امـا چـه وقـت اجـبـار بـدلیل عـادت مـحـض خـطرناک میشـود؟ زمــانیکه دو فرد با یکدیگر ازدواج کرده اند و یـا از یکدیگر طلاق گرفته اند تصمیم بگیرند که شانس خودشان را مجددا امتحان کنند. مـطمـئـن بـاشـیـد هـرگاه بار نخست کارساز نبوده باشد بار دوم نیز کارساز نخواهد بود.


6- خواهان فرزند بودن
بله. صاحب فرزند شدن قویترین نیروی محرک برای بسیاری از افراد برای ازدواج میباشد-اما آیا شما حاضرید که فرزندان خود را در شرایط نه چندان ایده آل پرورش دهید؟ موضوع اینجاست که زمانی که فرزندان بزرگ میشوند و از کنار شما می روند شـما مجددا با آن فرد خواهید بود. هیچ فردی کامل نیست. امـا حـداقل پـدر و یـا مـادری بـرای فرزندان خود برگزینید که بتواند برای آنان یک پدر و یا مادر خوبی بوده و همـچـنـین شـما به وی علاقه داشته و برایش احترام قائل باشید. درغـیر این صـورت گـزیـنه دیـگری را مدنظر قرار دهید مانند تک سرپرستی و یا کودکی را به فرزند خواندگی بپذیرید.

7- با فردی که رابطه جنسی داشته اید ازدواج کنید
مواردی وجود دارد که اینگونه ازدواجها ثمر بخش بوده اند. امـا معمولا این گـونـه ازدواجها زیـاد دوام نخـواهـد آورد و پـــایه ای برای یک رابطه دراز مدت نخواهد بود. مـوضـوع رابـطـه جنسی با ازدواج متفاوت می بـاشد. ایـن سناریو را در نظر بگیرید: فردی که شخصی را می یابد که حاظر است به همسر و یا نامزد خـود خیانت کند و خـود آن شخص نیز تردید نمیکند که با فرد دیگری رابطه جنسی برقرار کند، مسـلـما رابطه آنها رابطه مستحکمی نـخـواهد داشت. زیـرا فـردی کـه تـوسـط شـما بـه فـرد دیگری خیانت کرده، روزی نـیـز به خود شما خیانت خواهد کرد.

8- برای فرزند خود پدر و یا مادر میخواهید
اگر توانستید فرد مناسبی را بیابید که به شما تبریک میـگوییم. اما اگر تردید دارید دست نـگـاه داریـد. این برای فرزند شما به مراتب سختتر و ناگوارتر است کـه یـک نـامـادری و یـا ناپدری بی رحم داشته باشد تا آنکه یک پدر و یا مادر تک اما دلسوز و مهربان.

9- فشار اجتماعی
تمام دوستان شما ازدواج کرده اند. اما شما هنوز مجرد هستید...امـا مطمئن باشید که یکی دوتای آنها هم اکنون طلاق گرفته اند. پس خودتان باشید. هنگــامی که خاله شما در مورد آنکه آیا تصمیم به ازدواج داری یا خیر از شما سوال می کند به وی اعتنا نکنیــد. بهتر است تنها باشید تا آنکه با شخصی ازدواج کنید که سبب بـد بـخـتـی شـمـا گــردد. هیچگاه تنها بخاطر آنکه متاهل هستید معیارهای خود را پایین نیاورید.

متاسفانه %80 ازدواجها از انگیزه های غلط و خود خواهانه
نشات میگیرند توجه کنید:
1- فشار اطرافیان: تـاثیراتی است که دوستان،خانواده،
جـامـعـه و حتی عقاید شما بر شما تحـــمیـــل مـی کنند.
پیامی که مضمون آن اینچنین است: "تو باید در یک رابـطه
بـا جــنس مخــــالف خود باشی و یا حتما ازدواج کنی، اگر
رابــطه نداشته باشی و یا ازدواج نکرده باشی حتما عیبی
در تـو وجــود دارد." در جــامعه فـــشار زیادی به افراد مجرد
تـحمـــیل میگردد اما دیگر زمان آن فرا رسیده است که آنها
را بـه حـــــال خود رها کنیم و بیاموزیم که تجرد آنها را درک
کــرده و ارج نـهـــیم. هر فردی مختار است مجرد بماند و یا
ازدواج کند.
2- رهایی از تنهایی و افسردگی: بسیاری از افراد تنها به این خاطر که تنها هستند( و یا از تنها ماندن هراس دارند) و یا مایوس میباشند تن به ازدواج میدهند. آنها تصور میکنند که ازدواج مشکل آنها را مرتفع میکند. اما در این شرایط معمولا فرد قادر به یک گزینش صحیح نمیباشد و احتمال آنکه فرد با شخص نامناسبی ازدواج کند زیاد است. یک انسان ناامید و تنها پس از ازدواج نیز تنها خواهد ماند. برخی افراد تا آن حد از لحاظ عاطفی تهی میباشند که امیدی به یک ازدواج موفق با هیچ فردی را احتمال نمیدهند. در نهایت نیز اینگونه افراد گرفتار روابط محنت زا و غم انگیزی میشوند.
3- عطش جنسی: برخی افراد آنقدر غرق در غرایض جنسی خود میبانشد که جز روابط جنسی به چیزی دیگری نمی اندیشند. آنها رابطه جنسی را به یک رابطه صمیمانه و دراز مدت ترجیح میدهند. این گونه افراد تنها بدنبال یک همخوابه میباشند تا یک همسر خوب. اینگونه ازدواجها نیز پس از مدتی به سردی گراییده و از هم میپاشد. این انگیزه معمولا در مردان مشاهده میشود و تعداد آنها هم کم نیست.
4- گریختن از واقعیات زندگی خود: بسیاری از افراد ازدواج میکنند نه به این خاطر که شخص مناسبی را برای ازدواج یافته اند، بلکه به جهت آنکه عذری برای دوری گزیدن از مشکلات و واقعیات زندگی خود تراشیده باشند. زندگی اینگونه افراد عاری از شور و اشتیاق و هدف مشخص میباشد. اما جای آنکه راه حل را درون خودشان بیابند ازدواج کرده و تصور میکنند با ورود فرد دیگری در زندگیشان، زندگی آنها نیز از سکون و کسالت آوری بیرون خواهد آمد.
5- گریختن از رشد و بالندگی: اینگونه افراد تنها به این منظور ازدواج میکنند که فرد دیگری مسئولیت مراقبت از انها را به عهده گیرد. اینگونه افراد معمولا از لحاظ عاطفی به شریک خود وابسته میشوند. اینگوه ازدواجها در موارد زیر نمود بیشتری دارند:

  • ازدواجهایی که اختلاف سنی فاحشی میان دو فرد وجود دارد.
  • در ازدواجهایی که اختلاف فاحشی در قدرت مالی و یا موفقیت شغلی دو فرد وجود دارد.
  • ازدواجهایی که مغایرت محسوسی در سبک زندگی دو فرد وجود دارد.

6- احساس گناه: برخی افراد که پیش از ازدواج با فردی رابطه دراز مدت داشته اند تن به ازدواج با فرد میدهند به این خاطر که از ترک کردن شریک خود هراس دارند که پس از رفتن آنها چه بر سر شریکشان خواهد آمد. همچنین احساس گناه میکنند زیرا که تصور میکنند آنطور که باید و شاید رفتار پسندیده ای نسبت به شریک خود نداشته اند و یا متقابلا لطفهایی که شریکشان در حق آنها روا داشته را جبران نکرده اند. هنگامی که فرد از روی احساس گناه و عذاب وجدان و نه از روی عشق واقعی تن به ازدواج با فردی دیگر میدهد ثمری جز ناکامی و نابودی هر دو فرد در پی نخواهد داشت.
7- پر کردن خلاء احساسی و معنوی: اینگونه افراد دارای حس پوچی و بی ارزشی میباشند و میخواهند توسط فرد دیگری خلاء وجودی خود را به گونه ای پر کنند اما باید آگاه باشند که هر میزان هم که فرد مقابلشان آنها را دوشت داشته باشد قادر به پر کردن خلاء های زندگی آنها نمیباشد.
8- پذیرش اجتماعی: جامعه به افراد مجرد به چشم یک انسان متهم مینگرد. این جمله را در درب ورودی بسیاری از رستورانها و یا مراکز دیگر زیاد دیده اید: "ورود افراد مجرد ممنوع" و یا بسیار از موسسات و ادارات افراد مجرد را به استخدام خود در نمیاورند. بنابراین ازدواج انگیزه ای میگردد برای جوانان تا در جامعه مورد پذیرش قرار گیریند.
9- تامین مخارج زندگی: اینگونه ازدواجها در زنان بیشتر به چشم میخورد که به منظور تامین نیازهایشان با مرد ثروتمندی تن به ازدواج میدهند.
10- اعتماد بنفس پایین: برخی افراد با نخستین فردی که به آنان پیشنهاد ازدواج میدهد میپذیرند و ازدواج میکنند. اینگونه افراد به لحاظ اعتماد بنفس پایینشان میپندارند قابل دوست داشتن نبوده و یا ارزش، زیبایی، محاسن و هنر کافی در خود سراغ ندارند که فردی شیفته آنان گردد. آنان از ترس آنکه نکند فرد دیگری آنان را نپسندد و شاید این آخرین فرصتی باشد که در زندگی برایشان ایجاد گشته، شتابزده تن به ازدواج میدهند.(مانند دخترانی که خیلی زود ازدواج میکنند)
11- اخذ تابعیت کشور دیگر: اینگونه افراد برای اخذ تابعیت کشور خاصی تن به ازدواج میدهند که یک ازدواج مصلحتی محسوب میگردد.
12- بی ارزش شمردن ارزش خود: اینگونه طرز تفکر در زنان به چشم میخورد. اینگونه زنان و یا دختران چنین میپندارند که وظیفه یک فرد تامین مخارج معیشتی و وظیفه یک زن تنها برآورده ساختن نیازهای جنسی مرد میباشد. آنها ارزش زن را در سطح یک همخوابه صرف میدانند. یکی از عللی که دختران جوان با مردان مسن ازدواج میکنند همین مسئله میباشد.
به خاطر داشته باشید که بهترین سن ازدواج بر اساس مطالعات 32 سال میباشد. بنابراین عجله نکنید و با دید گشوده شریک زندگی خود را برگزینید. همچنین سعی کنید پیش از بچه دار شدن حداقل 2 سال از ازدواج شما گذشته باشد تا رابطه شما با فرد مقابل به ثبات مطمئنی رسیده باشد.

منبع : www.tabadolnazar.com

نویسنده : stormboy ; ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٤
comment نظرات () لینک


+ نکات آموزنده مسائل جنسی برای خانمهای میانسال

اگر میانسال هستید و مجرد، ممکن است سوالات زیادی در رابطه با بدن خود و وضعیت جنسیتان داشته باشید—سوالهایی که کاملاً با سوالات دخترهای 20 ساله فرق می کند. دکتر مری جین مینکین متخصص زنان و زایمان و پروفسور دانشگاه ییل و همچنین دکتر مانی الوارز رئیس بخش زنان و زایمان دانشگاه پزشکی هاکن استاک به سوالات متداولی که در این زمینه وجود دارد و می تواند سوال خود شما باشد پاسخ می دهند و به شما می گویند که چطور می توانید روابط جنسی سالم و کاملاً رضایت بخشی داشته باشید.

پرسش: در زنان بالای 50 سال چه تغییرات جنسی به وجود می آید؟

پاسخ-- دکتر مینکین: معمولاً در خانم های میانسال تغییراتی مثل خشک شدن مجرای تناسلی (واژن) اتفاق می افتد که لذت فعالیت جنسی را مختل می کند. این مسئله به خاطر تغییرات هورمونی است که با نزدیک شدن یائسگی در افراد ایجاد می شود. وقتی سطح هورمون استروژن در بدن پایین می آید، رطوبت مجرای تناسلی از بین می رود. برای برطرف کردن این مشکل می توانید از مایعات روان ساز که در بازار موجود است استفاده کنید.

دکتر الوارز: اگر می خواهید سطح استروژن را بدنتان همچنان بالا نگه دارید تا رطوبت مجرای تناسلی در شما کاهش نیابد و بتوانید از سکس به اندازه کافی لذت ببرید، می توانید از مواد غذایی حاوی سویا استفاده کنید که استروژن را در بدن تحریک می کند. کاهش قند های تصفیه شده و آرد سفید از رژیم غذاییتان نیز می تواند کمک کننده باشد. انجام تمرینات ورزشی کگل (Kegel) هم بسیار مهم است چون این تمرینات جریان خون را در آن نواحی افزایش می دهد و عملکرد کلی سلولها را ارتقاء می بخشد.

دکتر مینکین: اگر متوجه شدید که مایعات روان ساز موجود در بازار و درمان های طبیعی مثمر ثمر نبود، حتماً با پزشکتان در این رابطه مشورت کنید تا برایتان مکمل استروژن تجویز کند. این مکمل ها خیلی مفید هستند.

پرسش: زنان میانسال چطور باید با تغییرات ایجاد شده در میل جنسی خود برخورد کنند؟

پاسخ--دکتر مینکین: برخی تحقیقات نشان می دهد که وقتی تولید استروژن و تستوسترون در بدن زن پایین می آید، میل جنسی نیز کاهش پیدا میکند. اما حتی در این صورت هم هنوز می توانید روابط جنسی کاملاً رضایت بخشی داشته باشید. اگر مشکلتان فقدان یا کاهش میل جنسی است، حتی باوجود داشتن بهترین و جذاب ترین شریک جنسی برای خودتان، باید با پزشک خود درمورد هورمون درمانی مشورت کنید و درمورد فواید و خطرات احتمالی آن سوال کنید.

این مسئله را نیز به خاطر داشته باشید که ذهن مهمترین و موثرترین اندام جنسی شماست و این مسئله به خصوص در سنین میانسالی اهمیت بیشتری پیدا می کند. خیلی از خانم های میانسال زندگی جنسی بسیار خوب و رضایت بخشی دارند و از آن لذت می برند. نگران حامله شدن یا داشتن فرزندان کوچک خود که نیاز به مراقبت دارند نیستند و این مسئله می تواند محرک خوبی برای میل جنسی باشد. وقتی از ذهنتان برای کمک به تقویت میل جنسی خود استفاده کنید، مطمئن باشید که معجزه می کند.

پرسش: خانم ها چه اطلاعاتی باید درمورد بیماری هایی که از طریق رابطه جنسی منتقل می شوند، داشته باشند؟

پاسخ—دکتر مینکین: مراقب باشید. فقط به خاطر اینکه مردی یا زنی سنش بالای 50 است دلیل بر این نیست که از بیماری هایی که از طریق رابطه جنسی منتقل می شوند در امان هستند. اما خبر خوب برای شما این است که این نوع بیماری ها کمتر در زنان میانسال اتفاق می افتد به خصوص بیماری کلامیدیا. استثنای آن تبخال است. شیوع این بیماری در زنان میانسال تقریباً به همان اندازه خانم های جوان است. به همین دلیل اگر وارد رابطه جدیدی شده اید، باید حتماً از کاندوم استفاده کنید و اصلاً هم از اینکه از طرفتان بخواهید آزمایش HIV انجام دهد خجالت نکشید.

پرسش: چه توصیه ای برای خانم های میانسالی دارید که می خواهد حس کنند جذاب هستند اما نمی توانند؟

پاسخ—دکتر مینکین: رمز کار داشتن رفتار و برخوردی سالم نسبت به سکس و زیبایی و جذابیت ظاهری خود است. این نکته را به یاد بیاورید که جوانی و جذابیت جنسی دست در دست هم جلو می روند. متاسفانه ما در جامعه ای زندگی می کنیم که جوانان تحسین می شوند اما واقعاً کیست که نخواهد زنی زیبا و جذاب مثل سوفیا لورن باشد؟ برای خیلی از مردها، هوش و ذکاوت، اعتماد به نفس و آگاهی از خود بسیار مهمتر از زیبایی فیزیکی است.

دکتر الوارز: خانم های میانسال خیلی بیشتر از آنچه که فکر می کنند روی خود و زیبایی جنسی خود کنترل دارند. خانم های میانسالی که مجرد هستند و وارد رابطه های جدید می شوند باید همیشه این نکته را به یاد داشته باشند و آنرا در احساسات، طرز تفکر و اعمال خود پیاده کنند. چرا نباید لباس زیرهای سکسی یا پیراهن های شب زیبا و زیبا برای خود بخرند؟ با این کارها می توانند حس جذاب بودن را در خودشان تقویت کنند و مطمئناً روابط جنسی بهتر و لذت بخشتری داشته باشند.

نویسنده : stormboy ; ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٤
تگ ها: جنسی و اموزنده
comment نظرات () لینک


+ موج تنهایی

موج تنهایی به آغوشم عجب می کشد

آرزوهایم همه با هم به شب می کشد

گرچه محرومی ز وصلش ای شکسته دلم

شوق مرگم بین که این سانم عجب می کشد

نویسنده : stormboy ; ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۳
تگ ها: اشعار
comment نظرات () لینک


+ فال بوسه

فال بوسه واسه ماه های مختلف : 

برج حمل (فروردین)
بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند که نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروکش می کند.


برج ثور (اردیبهشت)
بوسه های شما با تعلل صورت می گیرد اما بوسه هایی ژرف و با احساس هستند که پی در پی می آیند و می آیند و…
 
 
برج جوزا (خرداد)
بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود.
 
برج سرطان (تیر)
بوسه های شما گرم و لطیف است، و دوست دارید تا ابد به آن ادامه دهید…   
 
 
برج اسد (مرداد)
بوسه های شما پراحساس، هیچگاه موقع بوسیدن از بروز احساسات خود جلوگیری نمی کنید و دوست دارید دیگران شما را به این خاطر تشویق کنند.
 


برج سنبله (شهریور)
بوسه های شما بسیار دقیق، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود که شما کارتان را تمام کرده اید
 
 
برج میزان (مهر)
آنقدر نگران وضعیت تنفستان هستید که نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید.
 
 
برج عقرب (آبان)
شما خیلی زود از بوسیدن می گذرید و به سراغ……چیزی می روید که پشت سر آن برسد.
 

برج قوس (آذر)
بوسه های شما غافلگیر کننده و خود به خودی هستند که باعث می شود معشوقتان بیشتر و بیشتر طلب کند.

برج جدی (دی)
بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است که در طول روز اسیرتان کرده است.

کی میشه تو لباس عروس به لبای خوشگلت بوسه بزنم
 
برج دلو (بهمن)
بوسه های شما خیس و با کثیف کاری همراه است و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید!
 
برج حوت (اسفند)
بوسه های شما رویایی، خیال انگیز، عاشقانه و ابدی است

عکس عاشقانه

نویسنده : stormboy ; ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۳
تگ ها: فال ها
comment نظرات () لینک


+ جدیدترین اس ام اس ها

جدید ترین اس ام اس ها

عشقولانه:

شب بهت اس ام اس دادم که بگم : دنیام تاریکه مثل شب ، تنهام مثل ماه ، کوچیکم مثل ستاره ، اما دوستت دارم قد آسمونی که اندازه نداره ..

***********************************

به نام خدایی که هستی را با مرگ ، دوستی رابی رنگ ، زندگی را با رنگ ،‌عشق را رنگارنگ ، رنگین کمان را هفت رنگ ، شاپرک را صد رنگ ...و من را دلتنگ دوستان آفرید

***********************************

آدما سرشون روبالا می کنن تا ماه رو ببینن    

 ولی نمی دونن ماه سرشو پایین کرده داره SMS می خونه! 

***********************************

چندیست که بیمار وفایت شده ام .   

در بستر غم چشم به راهت شده ام.    

این را تو بدان اگر بمیرم روزی

مسئول تویی که من فدایت شده ام 

*********************************** 

زندگی گریه ی مختصریست... مثل یک فنجان چای...  

 

و کنارش عشق است... مثل یک حبه قند...  

 زندگی را با عشق نوش جان باید کرد... 

میگن نمک باعث شوریه ، عجیبه تو با این همه نمک که داری بازم شیرینی !

 ===

تو مرا میفهمی من تو را میخوانم ..... و همین ساده ترین قصه یک انسان است ..... من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم ..... و تو هم میدانی تا ابد در دل من میمانی

===

من از زندگانی آموختم چگونه اشک ریختن را ولی اشکهایم نیاموخت چگونه زندگی کردن را

===

یه بوس واست فرستادم باطعم لیموشیرین،زودبگیرش میترسم تلخ بشه

===

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذرست

====

 

عراق 8 سال جنگید تا اسیر گرفت
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ما نجنگیده اسیرتیم با وفا

اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان ، ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کنم

 

==================

 

 

خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای، درست در نقطه آغاز هستی...

 

=====================

 

 

صداقت و مهربانیت را می ستایم صداقت را از کلامت و مهربانیت را از نگاهت

 

=====================

 

 

کلاغ و طوطی هر دو زشت و سیاه آفریده شدند. طوطی اعتراض کرد و زیبا شد، کلاغ هم راضی به رضای خدابود. اکنون طوطی در قفس است و کلاغ آزاد

 

=====================

 

بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق.. یوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است

 

 

=================

 

 

به سه دلیل دوستت دارم دو تاشو نمیدونم یکیشم یادم نیست

 

=====================

 

 

زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان می‌گذرد ... آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد

 

 

=====================

 

 

گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم فقط احمقانه سکوت می کنیم

نویسنده : stormboy ; ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۳
تگ ها: اس ام اس ها
comment نظرات () لینک